دفترچه ی یادداشت من

درود

قاتلین انسانها،به قتل درختها نیز روی آورده اند نوامبر 14, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 8:51 ق.ظ

 

آخوندهای جمهوری اسلامی ، این خرافه های متحرک ، این مظاهر عینی خرافه و این منابع خرافه، مدتیست برای قطع درختان ارزشمند و تاریخی کشور، که مانند یک بنای باستانی ارزشمند هزاران سال بر پیکره ایران زمین ، بوده اند و مانده اند،کمین کرده اند.دلیل این کار رو هم “مبارزه با خرافه پرستی” نامیده اند.

خرافه چیست؟ خرافه یاوه هایست که توسط آیت الملاهای شیعه از چندین قرن پیش ،تا حالا، در این مملکت تکرار شده و تبلیغ شده. خرافه چیست؟ خرافه کتابهای پیشوای خمینی و خامنه ای و فقها و “مراجع” شیعه یعنی مجلسی شیاد و دروغپرداز و یاوه سرا و کتابهای شبیه به اون هست.خرافه چیست؟ خرافه ،صدا و سیمای جمهوری اسلامی هست،که شبانه روز در حال خرافه پراکنی هست. اینها وقتی برای جان انسانها ارزشی قائل نیستند،چطور میشه ازشون انتظار ارزش قائل شدن برای حیوانات و درختان رو داشت؟ اون خرسی رو که چند سال پیش کشتند،چقدر اون صحنه وحشیانه و غیر انسانی و ناراحت کننده بود. در صورتیکه خیلی راحت میتونستند با یک تیر بیهوشی یا یک تکه گوشت آغشته به ماده بیهوش کننده، اون رو به باغ وحش یا محیط طبیعیش برگردونند. ولی این جانیان، اولین راهی که به ذهن جویای خون و کشتارشون میرسه، کشتن ،شکستن ،زدن،داغون کردن،خراب کردن،قطع کردن، هست. شعلهء نابود کردن و ویران کردن و کشتن ، در وجودشون مدام زبانه میکشه.گر در کشور دیگه ای این جنایتها رو کسی مرتکب میشد، پدرش رو جلوی چشمش میاوردند. ولی در این مملکت آخوند کور مغز، میاد و با کمال وقاحت باد در غبغب میندازه و از کردار خودش مفتخرانه در صدا و سیمای همیشه آماده به خدمت آخوند و حکومتش، سخن میرانه.صدا و سیمایی که وجدانش به کل تعطیل هست. سر تا پا، و تمام وجود و هیکل نجسش، در خدمت و خدمتگزاری به اربابانش،یعنی رژیم جمهوری اسلامی، سر از پا نمیشناسه. و در این راه مشخصه که هیچ چیز براش مهم نیست و همه چیز رو برای دفاع از عملکردهای نهادها و سازمانها و افراد وابسته و صاحب منصب در جمهوری اسلامی، زیر پا میگذاره.ارزش ِ کل، در نزدش، مساویست با جمهوری اسلامی.بنابراین در راه خدمتگزاری و نوکری ِ این “ارزش ِ کل”، انسانیت،وجدان، در نزدش چیزهایی بی ارزشند،و تمام اونها رو به راحتی،همانطور که در این سی سال زیر پا گذاشته، زیر پا میگذاره.

باید به این آخوند که اقدام به این کار کرده،گفت که تودر کانون اصلی خرافات ایران،یعنی مسجد جمکران،میتونی کنار چاههای جمکران بنشینی وبرای اون افرادی که  به این کانون خرافه ،برای نامه انداختن در چاه جمکران میاند، دعا و نامه براشون بنویسی و یک پول حسابی هم از این راه به جیب بزنی. اگر کمی زرنگتر هم میبودی،میتونستی برای هیات دولت این کار رو انجام بدی و اونوقت شاید پول بیشتری میچاپیدی. این امام زمان افسانه ای، که در حال حاضر باید در چاهی در سامرا قایم شده باشه و پاش رو روی پاش انداخته باشه،چطور هست سر از چاهی در مسجد جمکران قم درآورده؟

 با منشا خرافه باید مبارزه شود که اونهم شیعه چی ها و کتابهای شیعی و آخوندهای مبلغ اینها هستند. خیلی راحت میشه ذهن افراد خرافات زده رو از خرافاتی که ذهنشون رو فرا گرفته،پاک کرد،با یک دو ساعت برنامه تلوزیونی و کتابهای درسی، در رسوا سازی منابع خرافات و دروغپردازان شیعه میشه ظرف چند سال به این هدف دست یافت.

ای مظهر خرافات،ای مظهر حماقت* تا کی کنی جنایت، ای آخوند حکومت؟

 

 

 

سه مجرمین نوامبر 7, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 7:25 ب.ظ

 

کردان به دلیل فشار افکار عمومی،که مدیون پخش سریع و فراگیر اخبار بواسطه عصر ارتباطات و کوچک شدن فاصله ها بواسطه رسانه های آگاه ساز دیداری ،شنیداری،نوشتاری،دنیای اینترنت و جهان مجازی(که در حال حاضر خیلی تاثیر گذار شده)، که در چنین موارد خیلی به ضرر حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی هست،برکنار شد، و نه به این دلیل که این رژیم از عملکرد این فرد ناراحت باشه و این دلیل برکناریش باشه. چون خود مقامات ارشد رژیم تا آخرین لحظه از این فرد حمایت و دفاع کردند.ولی در هر حال آیا تنها این کردان هست که مجرم هست و باید محاکمه بشه و از مردم عذرخواهی کنه؟البته باید محاکمه بشه و عذر خواهی کنه،ولی مشخص هست که محاکمه ای انجام نمیگیره،ولی با محاکمه یا بی محاکمه ،آیا شرکای جرم نیز ،مجرم نیستند؟

مجرم تنها کردان نیست،این خود خامنه ای بوده که باعث رو کار آمدن این فرد شده و از این فرد حمایت کرده و حالا که افکار عمومی به این مساله واکنش زیادی نشون دادند و گندش خیلی در اومده،دیگه مشخصه که حمایت کردن دوباره از این فرد خیلی به ضررش هست،و رسوایی بیش از پیش و تخریب بیش از پیش چهره اش رو به همراه داشت. برای همین اینبار،یعنی زمان استیضاح،دیگه از حمایتش از اون جاعل خبری نبود. پس مجرم،تنها این فرد جاعل نیست،بلکه در راس اون، خامنه ای هست که در درجه اول،باعث روی کار اومدن این وزیر شد(اگر احمدی نژاد به دروغ این حمایت رو از این فرد انجام میداد ،خامنه ای میتونست،تکذیبش کنه و واکنش نشون بده. ولی میبینیم که سکوت کرد. دلیلش این هست که واقعن حامی اون بود)و علاوه براین حمایت آغازین، در طول مدتی که این فرد بر پست وزارت بود هم هیچ اعتراضی از جانب این فرد، با وجود اعترافش به جاعل بودنش،نشد. پس در هر حال این فرد(یعنی خامنه ای)، همدست مجرم، و درنتیجه،خودش هم مجرم هست.و جرم احمدی نژاد، به بر سر کار آوردن این فرد،ختم نمیشه، بلکه حمایتش از این فرد تا لحظه آخر،به جای برکنار کردنش،و حتی اعلام احتمال دفاعش از این فرد در روز استیضاح، با وجود اقرار صریح اون به فریبکاریش،جرم این فرد(احمدی نژاد) هست.

پس هر دو،چه خامنه ای و چه احمدی نژاد،هم به دلیل دفاع و هم به دلیل سکوت در برابر فریبکاری این فرد، شریک جرم، و به عبارتی جاعل دوست و شیاد دوست، هستند و مستحق محاکمه و مجازات.

و ضمن محاکمه(البته مشخصه که محاکمه ای برای این افراد در کار نیست و صورت نمیگیره،ولی این عدم محاکمه اینها، رفع جرم ازشون نمیکنه)،یک عذرخواهی بزرگ نیز،هم این دو نفر و هم اون فرد فریبکار، به مردم ایران،بدهکارند.

 

 

 

خر و گرگ و انتر نوامبر 4, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 6:20 ب.ظ

رفت صیادی درون جنگلی*تا بگیرد خر و گرگ و انتری

هر چه گردید او،نیابید آن سه را*گشت غمگین و نشست آن بینوا

دید میمون آن زمان، آن مرد را*گفت از بهر چه میگردی؟چرا؟

انترک گفتا : شناسم یک کسی*کو بدارد خصلت ما، جملگی

در توحش او بباشد همچو گرگ*لیک، او بدتر بوَد از گرگ و سگ

در حماقت ،ابلهی،دیوانگی*هست او همچون خر بیچاره ای

*

گفت صیاد :هان که من دریافتم*این نشانیها در او من یافتم

هست اسم نحس او احمد نژاد*لعنت ما بر وجودش هست و باد

—————–

*  اون بیتی که مربوط به قیافش بود رو بیخیالش شدم. یعنی به عبارتی نگذاشتمش

 

اندر باره حجاب اکتبر 26, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 9:37 ب.ظ

 

حجاب از نگاهی مردسالارانه  و نگاهی فرودستانه به زن نشات میگیره که هر نوع هویتی جنسی ورفتاری جنسی رو بر زن ناروا میدونه(از نظر نگرندگان ِ به زن به شکلی فرودستانه و مردسالارانه و “اسلام مدارانه” ،رفتار جنسی،فقط رفتارهای پایین تنه ای،نیست. تماس بدنی غیر پایین تنه ای،خنده های آنچنانی ! حرکات و سکنات اونچنینی! و… تا بی حجابی در برابر مرد “نامحرم” و در کل رفتارهایی خلاف شئونات(محدودیتها)ی اسلامی،رو یک رفتار و کار جنسی “قدغن” میدونند!) و به این منظور براش محدودیتهای فیزیکی مانند همین حجاب،یا محدودیتهای رفتاری،مانند همینهایی که در احادیث ضد زن ِ محتلف اشاره شده رو روا میداره. توی حکومت اعمال کننده حجاب اجباری، زن “ناموس”(بخوانید مِلک) ومرد میشه “دارنده ناموس”(بخوانید مالک).(بعضی از دیوار نوشته های در این زمینه رو هم شاید دیده باشید: بی حجابی زن،بی غیرتی مرد) و مرد تشویق  به پنهان کردن  و زیر پارچه در آوردن و محدود کردن و زیر نظر گرفتن و زیر سلطه در آوردن و ف.یلترینگ حرکات و سکنات و کارها و رفتاری ازاین “ناموس”، که “عنکبوتهای دین”(فقها و آیت الملاها)،اونها رو “قدغن” میدونند،میشه، و زن هم میشه عهده دار و مسول ِ عمل به این قدغنها و بایدها و نبایدها و بکن و نکنها. در نظر اینها زن ،سرا پا میشه،براگیزاننده، سراپا میشه شهوت برانگیز،به عبارتی سراپا میشه “آلت”، از موی سرش، تا ناخن پاش.پس، از نظر اینها زن باید بره در “صدف”،بره توی لاکی که براش ساخته اند و اون رو براش پسندیدند،باید سر تا پاش رو با پارچه(ترجیحا مشکی،چون جذابیتی نداره و چشم آزاریش،بیشتر هست)بپوشونه.باید روی تمام جسم و مغز و فکرش رو ف.یلترینگ بگذاره .و از نظر اینها هرچقدر زنی پارچه پیچ تر باشه،ارزنده تر هست. اولین قدم در راه سرکوب تمایلات جنسی زن،انکار کردن هویت جنسیش هست ،که بوسیله حجاب انجام میگیره.

اجبار کنندگان حجاب،هویت جنسی زن رو دو قسمت براش قائلند: یکیش اون قسمتی هست که توی خونه و خانواده مطرح میشه و تعریف میشه.اینها اون قسمت رو مجاز میدونند و نه تنها مجاز میدونند،بلکه زن رو در این قسمت،تبدیل به یک برده جنسی میکنند و یک برده جنسی میدونند،که باید همش در حال ارائه خدمات جنسی به مرد باشه.ولی بیرون از خانواده و “تملک” شوهر،چیزی به نام هویت جنسی براش قائل نیستند،بلکه اون رو مانند یک موجود بیروح و خشک  و پارچه پیچ شده میخواند،تا هیچ اثری از جنسیت و هویت جنسی ای ازش نمودار نشه. یعنی برده سازی جنسی از زن در داخل خانه و سرکوب جنسیت زن و مخفی نگاهداشتن اون و تلاش برای جلوگیری از حضور زن به شکل ِ انسانی کامل  و واجد تمام خصوصیات انسانی ،در خارج از خونه.در خارج از خونه، میگه که نباید به شکل انسانی کامل،ظاهر بشی،بلکه باید زنی باشی که جنسیت و هویت جنسی ای نداره. و برای برآوردن این موضوع،از نظر اجبار کنندگان حجاب و معتقدین به حجاب اجباری و نگاه کنندگان ِ به زن،به شکل پایین تنه ای و جنسی و در یک کلام،نگاه ِ”اسلامی” کنندگان به زن، این زن ،باید تمام زنجیرها و واجب و مستحبها و بکن و نکنها و قیود و سفارشاتی رو که به زن،در رابطه با حضور در جامعه و ارتباط با “نامحرم”، از جانب شریعت اسلام و “اسرای شریعت” و “عنکبوتهای شریعت”(مقلدان ِ محض ِ شریعت اسلام)،به اون اشاره شده رو به دور بدن و زبان و مغز و چشم و حرکات و سکنات خودش بپیچاند(این زنجیرها را)، تا شریعت مبین! اسلام، ترک برندارد!،یا “مفسده”ای به وقوع نپیوندد، یا مردی دل همچون ژله اش به لرزش نیفتد(مردهای ایرانی هم عجب موجوداتی هستندها،نظیرشان توی هیچ کشوری پیدا نمیشه،همشون فرصت طلب،موذی،سوءاستفاده گر،دل ژله ای،هیز،مریض جنسی و آلت متحرک هستند(البته از نظر دکانداران دین جمهوری اسلامی)). حجاب یعنی ،از حالت زن بودن و انسان بودن، خود را در ظاهر و در رفتار ،مانند شی ای بیروح و خنثی و بدون هیچ تاثیر پذیری یا تاثیر گذاری و اثر بخشی و اثر پذیری،به عبارتی خود را تبدیل به مجسمه ای بیروح و در پارچه پنهان شده، در آوردن.دختر بچه ای که توی کشوری با حجاب  اجباری و یا در خانواده ای سنتی  رشد میکنه، مرتب توی مغزش از اینکه انسانیست که باید محدود و محصور باشه گفته میشه و همچنانکه رشد میکنه از اینکه باید خودش رو مخفی کنه و تمایلات جنسیش رو نه تنها بروز نده ،بلکه سرکوبشون کنه،توی گوشش تکرار میشه.و براش از “حجب” و “حیا” و “عفت”ی که باید داشته باشه وبراش از عدم برخورداری زن،از چیزی به نام تمایلات جنسی و خواسته ها و نیازهای جنسی گفته میشه.( واژه هایی چون بی حیا ،هرزه ودر کنارش محجوب و با حیا و عفیف و عفت ، واژه هایی که در چنین جوامعی برای سلطه بر زن ومحدود کردن زن استفاده میشه،  واژه هایی هستند که هر کدوم،به نحوی برای حمله به زن،سرکوب کردن زن و زیر فشار گذاشتن و یا محدود کردن زن و اسیر کردن زن،بکار برده میشه). زن در نظر این افراد،باید همیشه منفعل باشه،هیچ نشانه ای از زنانگی و زن بودن رو از خودش بروز نده و از جنبه جنسی ِ شخصیتش فاصله بگیره و هیچ نشانه ای از اون،چه در ظاهرش و چه در رفتارش بروز نده ، مجسمه  ای خنثی باشه، تا “عفیف” و “محجوب” بمانه و “با حیا” نامیده بشه .در جامعه ای که حجاب درش اجباری هست،نزد حکومت ،زن هنگامی به رسمیت شناخته میشه و “ارزنده” هست، که محجبه باشه. و هویت جنسیش و تمام فرعیات و نمادها و نشانه هاش رو انکار کرده باشه، هرچقدر بیشترخودش رو در پارچه پنهان کرده باشه، از نظر واپسگرایان و اجبار کنندگان حجاب (حکومت و حامیانش)،ارزشمند تر هست و بیشتر به رسمیت شناخته میشه.به عبارتی،ارزش زن رو برابر با پارچه میدونه و برای خود زن به تنهایی، ارزشی قائل نیست.در عوض، زنی که با این محدودیت اعمال شده، مخالفت کرده باشه، حتی مورد توهین و آزار عوامل سرکوب عوامل حکومت اجبار کننده حجاب نیز قرار میگیره.حجاب اجباری ،یک پوشش نیست،نشانه برده جنسی دانستن زن  واعمال  آپارتاید جنسی  ِاجبار کنندگان اون هست،که به شکل یک پوشش،بر زن اعمل میشه.نگاه جمهوری اسلامی و سیاست اسلامیزه شده،یا اسلام سیاسی به زن ،مانند یک کالا هست که باید در پارچه بسته بندی بشه،که مبادا چشم کسی جز آنکه انسان ستیزان او رو مالک زن میدوند(یعنی شوهرش)به این کالای از نظر اجبار کنندگان حجاب،فاقد ِ مجوز و اختیار انتخاب، نیفته.

 اگر در زمان رضا شاه و کشف حجاب، زنها به دلیل اینکه قرنها اونها رو مجبور به پارچه پیچ شدن و در پستو قایم شدن و بی تفاوت و بی اثر و منزوی بودن کرده بودند ،تمایلی به برداشتن حجاب و نداشتند،کم کم با اقدام ضربتی و مثبت رضا شاه در تشویق اونها به  ابراز وجود و حضور در اجتماع و پاره کردن قید و بندها و ارزش قائل شدن برای خود و از حالت منفعل در آمدن و گریختن از اسارت حجاب( از همه شکلش) ، به خود اومد و از لاکی که چند قرن براش ساخته بودند،بیرون اومد. چندین سال طول کشید تا کم کم اون اقدام ضربتی ای که رضا شاه انجام داده بود،و با مقاومت روبرو میشد، به پذیرش فکری (کنار اومدن با بیحجابی و از حالت تابو خارج شدنش)برسه و با گذر زمان بیشتر، به پذیرش عملی برسه یعنی این پذیرش فکری، به شکل عملی(بیحجابی) خودش رو نشون بده.(در آغاز،پذیرش عملی ِ اختیاری ِ بیحجابی(یعنی بیحجابی اختیاری)، وجود نداشت یا خیلی کم بود).گذشت و گذشت، تا جاییکه چند دهه بعد،تقریبن تمام زنهای اداره ها و سازمانها و دانشجویان و دانش آموزان،بیحجاب بر سر کار و مدرسشون میرفتند.و هرچه زمان میگذشت،این موضوع در جامعه پذیرفته تر میشد و نگاهها و واکنشهای تعجب آمیز به اون کمتر و کمتر میشد. و اگر در این زمان،حجاب اجباری وجود نداشت،در نزد بیشتر زنها،حجاب،چیزی کنار گذاشته شده و فراموش شده بود.

در حال حاضر جوانان به شیوه ای این حجاب اجباری رو بر خودشون میگذارند،که هویت جنسیشون رو نه انکار کنه و نه اون رو مخفی کنه.و ف.لترینگ رو نیز بر رفتار خودشون شکستند(شکست حجاب در رفتار). و با وجود تمام محدودیتها و سختگیریها و فشارهایی که در این زمینه اعمال میشه، رابطه و معاشرت دوستانه پسر و دختر،در جامعه بسیار زیاد هست،و قدغنها و سرکوبها و جداسازیها و تابو سازیها،نتوانسته مانع بروز تمایلات طبیعی  در اونها بشه. جداسازی ودیوار کشی مرئی و نامرئی بین دختر و پسر،باعث خشک و بیروح و خشن شدن فضای جامعه و نگاه غیر دوستانه ی بویژه دختر نسبت به پسر میشه. در صورتیکه ارتباط دوستانه دختر و پسر باعث تلطیف فضای جامعه و نگاه برادرانه و دوستانه و انسان وار و انسانی به هم میشه.یعنی پسر رو به جای اینکه موجودی ببینه که باید ازش فرار کرد،اون رو انسانی مانند خودش میبینه که مانند دو انسان صاحب شعور و انتخاب و اختیار،میتوان باهاش نشست و برخاست کرد،معاشرت کرد،صحبت کرد،در کنارهم بود،دوست بود.

در زمانیکه فرد به هردلیلی توانایی ازدواج نداره و سن ازدواج بالا رفته،رابطه دوستانه دختر و پسر تا اندازه زیادی میتونه فشار ناشی از عدم برآورده شدن نیازهای جنسی ، کم کنه. دو راه برای برطرف کردن نیازهای جنسی برای فرد وجود داره:یکی ارضای مستقیم جنسی و دوم، فرونشاندن میل جنسی به شکلی غیر مستقیم و بوسیله ارضا عاطفی. ارضای مستقیم که راههاش مشخص هست،یکیش همین ازدواج هست. ولی ارضای عاطفی میتونه بواسطه دوستی با جنس مخالف،و یک همصحبتی ساده برآورده بشه و تا اندازه زیادی فشار ناشی از میل جنسی رو که باعث فشار زیادی بر فرد میشه رو خنثی کنه.

در اسلام،هر جا ظلمی به زن شده اون طرفش ردپای مردسالاری دیده میشه. حجاب،دیه،طلاق،تعدد زوجات..به مرد حق چند داشتن چند زن رو میده،چرا؟چون از نظر اینها در راه ارضای تمایلات جنسیش،مشکلی نداشته باشه و این یکی براش عادی شد،بره سراغ یکی دیگه. به زن میگه خودت رو در پارچه مخفی کن تا مردی در دلش خوش خوشکیانش نشه.چرا باید تاوان مرد رو زن پس بده؟چون اون (اندکیشون)یه جوراییشون ممکنه بشه،چرا باید تاوانش رو زن با پارچه پیچ کردن خودش بپردازه؟و صد البته که این اتفاق،برای تعداد بسیار کمی از مردها میافته و همون تعداد کم هم در جوامع باز،که آزادی پوشش در اونها برقرار هست،بسیار بسیار کمتر از جوامعه بسته و اجبار کننده حجاب هست. این حریص شدن،ناشی از محدودیت و همون حجاب هست.گوگل یه ابزاری داره به نام گوگل ترندز،که میای و یک واژه به اون میدی و مناطقی که بیشترین تعداد سرچ اون واژه درشون انجام گرفته رونشون میده. تمام شکلهای واژه s ex و سک س رو امتحان کردم. یعنی با فاصله(مانند  s e x y , s e xیا سک س، س ک س , س ک سی) و شکل بی فاصله شون رو امتحان کردم،در تمام اونها،چه انگلیسیش(با وجود فارسی زبان بودنمون) و چه فارسیش، کشور یکه تاز و رتبه اولی که با فاصله خیلی زیادی نسبت به دیگر کشورها قرار داشت،کشور ایران بود و در همین به گفته صدا و سیما،”ایران اسلامی”، در تمام حالاتش، شهر روضه و روزه و منار و منبر و گنبد و مسجد، یعنی شهر قم، رتبه اول رو(در سال 2008)داشت. اینهمه حجاب اجباری و نماز اجباری و صبح تا شام،تبلیغات مذهبی و دین و اسلاما کردن، توی صدا و سیما و کتابهای درسی، میبینیم که تنها تاثیری که داشته،حریصتر شدن مردم بوده.

بعضی افراد تا حرف از آزادی پوشش و داشتن ونداشتن حجاب میشه،اقدام به تحریف نظر فرد میکنند و اون رو دعوت به برهنه بودن و برهنه گردی جلو میدند.در صورتیکه نه این آزادی یا بهتر بگیم حق طبیعی، مساویست با برهنه بودن،(گرچه فرد میتونه با داشتن آزادی پوشش نیمه برهنه هم بیرون بیاد)،و نه طرفداران این آزادی،مشوقین به برهنه شدن افراد هستند. این دیگه نیاز به توضیح نداره که منظور این افراد(آزادیخواهان)،مخالفت با سلب حق انتخاب و اختیار افراد،در زمینه گزینش پوشش هست.همانند افرادی که تا از آزادی حرف زده میشه،اون رو مساوی با بی بندو باری جلوه میدند.یعنی با این جوسازیها و نام گذاریهای جهت دار، قصد تخریب آزادیخواهان دارند. در صورتیکه نیاز به توضیح نیست که منظور از آزادی، تشویق و دعوت به بی بندو باری نیست،بلکه قائل شدن حق اختیارو انتخاب برای فرد هست.

اسیران اسلام،معمولا “غرب” رو متهم به استفاده ابزاری از بعضی از زنان میکنند و میگند غرب از بعضی از زنها اسباب بازیهای جنسی درست کرده و از زیباییشون در تبلیغات استفاده میکنه و اونها رو به فیلمهای پو رن  میکشونه!! خب باید به این چرند سرایان گفت که در غرب و شرق،هیچ کسی مجبور به این بازی کردن در فیلم پو رن نیست.هر کسی که تمایل به این کار داره میره و به اون کار میپردازه. مانند فاحشه گری که در مملکتمون سر به فلک میزنه و هر کسی خواست به اون کار میپردازه و به نظر من البته یک شغل هست،مانند تمامی شغلهای دیگه. چون فرد داره به دلیل نیازو از روی ناچاری،از بدنش  کسب درآمد میکنه،همانند کاری که با دستش انجام میده. و بسیار بهتر از کارهایی مانند کلاهبرداری و مال مردم خوری هست. به هر حال این افراد با اختیار در این فیلمها ظاهر میشند.و این تنها زنها نیستند که در این فیلمها بازی میکنند،مردها هم هستند.و در مورد تبلیغات هم،هم مردهای زیبا و خوش اندام و هم زنها استفاده میشند و این یعنی استفاده اختیاری فرد از زیبایی خدادادیش. و این هیچ اشکالی نداره مگر اینکه از دید اسلام و مذهبیون اسلامی بهش نگاه بشه،که از نظر اونها مشخصه این کار، با مغز گرفتار اسلامشون که همه چیز رو نادرست و ممنوع و قدغن میدونه ،نمیسازه.آیا در این تبلیغات باید یک فرد ریشوی حزب اللهی رو استفاده کر،تا اون شرکت به جای فروش بیشتر،ورشکست بشه؟چه اشکالی داره که از افراد زیبا در تبلیغات استفاده بشه؟اگر برای نمونه در تبلیغات از منظره های طبیعی زیبا استفاده بشه،این به معنی سوء استفاده از اون مناظر هست؟

آزادی داشتن یا نداشتن حجاب همانند تمامی کشورهای مسلمان یا غیر مسلمان دیگه،حق زنهای ایرانی نیز هست،و سلب کردن اون یعنی تضییع حق طبیعی فرد.

 

زندان پارچه ای

چیست این حجاب؟یک زندان*نیست جنسش ز آهن و سیمان

محبسی از جنس پارچه باشد آن*مظهری از جبر هست بر بانوان

حاصل فکر یک مریض جنسی هست*که بدور از مقام انسانی است

او برای زن،زمانی ارزشی قائل بوَد*کاندرون توده ای پارچه، خودش مخفی کند

آن نماد اسارت زن هست*آن نمادی ز سلب آزادیست

ارزش زن را برابر با نخ و کاموا کند*ارزش او را به این حد او به پایین آورد

 

 

 

 

سخنرانی تاریخی اکتبر 21, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 9:54 ب.ظ

حضرت آیت الابلیس العظمی خر ِ مَنه ای (دُمش کوتاه باد)،پخش ناقص سخنانشان در آنروز را،ناشی از فتنه انگیزی دشمنان و ایادی استکبار و یاوه گویان شرق و غرب و آمریکای جهان خوار(که کارد به شکمش بخورد)،و مردم خودمان که مدتیست عرعر ایشان در گوششان فرو نمیرود،دانستند. از اینرو،امر فرمودند،این بار سخنانشان را کاملتر از آن بار پخش کنیم.

حضرت آیت الابلیس العظمی خر ِمنه ای(مد زلزله کوتاه)،چنین فرمودند:

یکی بیاد یه مشت علف بده که تا من بخورم*برم به پشت میکرفن ،عرعر و عرعر بکنم

عرعر و عرعر میکنم براتون،نه یکبار،نه چند بار،دوساعت!!*کی دیده مثل من خری ،عرعر و عرعر بکنه با این همه سخاوت؟

گوش همه دشمنا رو با عرعرم کر میکنم حسابی*دشمن خر شدین شما؟اگر دادم دیگه بهتون سواری

توی خران(سران) مملکت،کی دم کلفت تر از منه؟*اگر که دشمنم شدین،نثارتون یه جفتکه

رهبر گرگ و کفتارم،رهبر هرچی لاشخورم*دشمن غیر خودمون،دشمن آدمیزادم

تکتییییرررررر

الله اکبر،خر ِ مَنه ای انتر

مرگ بر هرچی  ولایت خری

خر منه ای از تو به یک اشارت،از سگ چو خر دویدن

 

 

چه دیر…اما بهتر از دیرتر اکتبر 19, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 12:11 ب.ظ

   

       گفته میشه که، دستوری به دادگاهها، از جانب رییس تشکیلات قضایی صادر شده ،که اعدام نوجوانانی که زیر 18 سالگی، جرمی رو که بر مبنای قوانین جمهوری اسلامی، حکمش اعدام هست،  مرتکب شدند رو، ممنوع میکنه.خب این خبر خوبی هست،ولی این تنها یک اعتراف هست،این اعترافیست به جنایتکار بودن خود و دارو دسته اش و فقها و مقامات جمهوری اسلامی .از این لحاظ اینها جنایتکار هستند که تا پیش از این، کودکان و نوجوانان رو به خاطر جرمی که در سنی زیر 18 سال انجام مرتکب میشدند،میکشتند.جرم همون جرم هست،ولی تا دیروز،چون این آیت الملای اسلام ،اون فرد رو مستحق مرگ میدونسته،اون فرد اعدام میشده،حالا که به دلیل فشارهای جهانی،نه به این دلیل که این فرد انسان تر شده باشه،(اگر این حکومت در 200 سال پیش بر ایران حکمفرمایی میکرد، نصف مردم رو قتل عام کرده بود،.اگر حالا اینکار رو “نمیتونه” بکنه،به خاطر این هست که کوچکترین کاری که انجام بده،در تمام دنیا، به برکت رسانه های مختلف و گروههای ناظر بین المللی،رسوا میشه.تاثیر فشار های بین المللی بر جمهوری ولایت فقیه  زیاد هست).حالا که به دلیل این فشارها،مجبور به اعتراف به جنایتهای پیشین و انجام کاری که بسیار پیشتر از اون باید انجام میداد،شده، این کار و این دستور،تنها از ارتکاب جنایتهای بیشتر و آغشته شدن دستش به خونهای بیشتر جلوگیری کرده،ولی گناهان و قتلهایی که پیش از این ،با اصرار بر این قوانین پوسیده ضد انسانی ،خودش و دار و دسته اش و حامیان این قوانین ،مرتکب شده اند رو،از دوشش بر نمیداره و پاک نمیکنه.این دستور چی میگه؟این دستور میگه که تا  زمان پیش از این دستور تمام افرادی که به این دلیل کشته شدند،بیدلیل کشته شدند،میشد که کشته نشند، ولی ما میخواستیم که بشوند،حالا تغییر نظر 180 درجه ای دادیم و نظرمون بر این هست که مجازاتشون تغییر کنه. تمام اون افرادی که توسط قوانین مبتنی بر اسلام و قوانین اسلامیزه شده،بر اونها ظلمی روا شده،که دایره این ظلمها و مظلومین خیلی گسترده هست،تمام اینها به گردن مقامات جمهوری اسلامی و فقهای اون ،هست و میباشد.راستی چطور هست که یک چیزی تا دیروز حکمش این هست و امروز حکمش یک چیز دیگه میشود؟این یعنی اون افرادی که دیروز بر مبنای این قوانین اسلامیزه شده ظلمی براشون اعمال میشده،اون(حکم)، واقعا ظلم بوده.ظلمی که میشده خیلی زودتر جلوش گرفته بشه،ولی این متحجرین و مرتجعین  انسان ستیز ِِ اسیر اسلام، که مغزشون در 1400 سال پیش گیر کرده و هر جنایتی رو برای رضای دین اسلام انجام میدند،این چیزها براشون اهمیتی نداره.این هم همانند تغییر فتاوی این به اصطلاح “مراجع” هست.تا امروز میاد و با اصرار هر چه تمامتر میگه که دیه زن و مرد باید فرق داشته باشه،ارثشون باید متفاوت باشه و فلان و چنان،فرداش میاد به دلیل فشار جامعه درون و برون از کشور، و به دلیل اینکه اصرار هر چه بیشتر بر این احکام غیر انسانی، بیشتر و بیشتر چهره اسلام رو مخدوش میکنه و خودشون رو زیر سوال میبره،و برای اینکه بیش از این، مسخره افکار و جهان متمدن نشند، میاد و حرفی درست 180 درجه وارون ِ حرف دیروزش رو میزنه،برای نمونه میگه که باید دیه مساوی باشه.خب این تنها یک اعتراف هست،یک اعتراف به ناعادلانه بودن و غیر انسانی بودن و توهین آمیز وتبعیض آمیز بودن و مطرود ِجامعه بودن اون فتوی و حکمی که از 1400 سال ِ پیش به ارث رسیده. این یعنی من “مرجع  و فقیه”، به این اعتراف میکنم که این حکم که تا حالا، یعنی 1400 سال بر افراد اعمال میشده،ناکارآمد،یا ناعادلانه،یا توهین آمیز،یا ظالمانه یا تبعیض آمیز بوده و حالا با تغییر اون، درصدد اصلاحش بر آمده ام. ولی با این کار، ستمها و بیعدالتیهایی که به آندسته از مردمی که تا پیش از تغییر این حکم اسلامی ِ مورد تایید این فرد و همفکران و همکارهاش،از قرنها پیش،تا حالا،روا میشده و اعمال میشده که از بین نمیره و بر دوش این افراد از 1400 سال ِ پیش،تا پیش از زمان تغییر اون ،هست.چه بهتر هست که همین امروز،تمام این احکام و فتاوی ای که برشون اصرار میورزند رو از قید افکار و احکام 1400 سال پیش رها سازند  و قوانین اسلامیزه شده رو نیز از قید اسلام رها کنند، و بیش از این مرتکب جنایت و بیعدالتی و ستم و تبعیض نشند، و در کل، با جداسازی سیاست و حکومت و حکومت داری از دین، باعث جهش شگرف کشور،به سوی پیشرفت شوند.

      

 

 

پی نوشت:این عکس گذاشتن هم مکافاتی بود و آخرش هم نشد اونجور که باید میشد.میخواستم وسط نوشته بگذارم،ولی به هم میریخت.

                                     

 

نگاه دل اکتبر 17, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 10:08 ب.ظ

 

 

خوشا شکست سکوت، در نگاهی دل خاسته.

پی نوشت: دل خاسته،یعنی برخاسته از دل.

یه پی نوشت دیگه:یاد این آهنگ افتادم:

من یه لال بی زبونم،که به لب رسیده جونم،تا حالا کسی ندیده،رنگ خنده بر لبونم.

دختری رو دوست میدارم،ولی حیف زبون ندارم،آخه احساس دلم رو چجوری به لب بیارم؟

بعضیها میگند گه چشم عاشقا، با نگاه به همدیگه سخن میگند. یکیشون بگه چشمای بی زبون،جواب زخم زبونو چی میدند؟

ای خدا،ای خدا میخوام که فریاد بزنم،این سکوت جانگدازو بشکنم،به  دو لبهام که میخواند داد بزنند،تا به کی مهر خموشی بزنم،تابه کی مهر خموشی بزنم.

 

 

اعترافات اکتبر 15, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 7:26 ب.ظ

امروز توی اخبار به نقل از بالاترین مقام قضایی کشور میگفت که در ایران(بخوانید،ایران زیر سیطره جمهوری اسلامی)،سالانه 7 تا 8 میلیون پرونده روانه دادگاهها میشه.

 سال 78 که مسئولیت ریاست قوه قضاییه را برعهده گرفتم دستگاه قضایی حدود سه تا چهار میلیون ورودی پرونده داشت و همه ساله تعداد این پرونده ها افزایش یافت؛ به طوری که در سال 86 بیش از 8 میلیون ورودی پرونده داشتیم و حدس می زنیم امسال هم حدود 10 میلیون پرونده داشته باشیم. وی گفت: با وجودی که حدود 60 درصد از پرونده های ورودی به قوه قضائیه در شوراهای حل اختلاف حل و فصل می شود؛ اما با این وجود ورودی پرونده ها به دستگاه قضایی در مقایسه با دیگر کشورها بسیار زیاد است.

 اینهم یکی دیگر از رکوردهای جمهوری اسلامیست.موضوع اصلی اینجاست که این آمار در کشوری اتفاق میافته که شبانه روز در گوش و چشم مردم در حال روضه خوانی و نصیحت و موعظه و سخنرانیهای مذهبی  و دین پراکنی و تبلیغات مذهبی و دین و اسلام کردن بر مغز مردم در صدا و سیما،یا در کتابهای مدرسه که تمامشون رو تبدیل به کتاب معارف کردند داره اعلام میشه. چند مدت پیش کتاب درسی ای رو دیدم یادم نیست چه کتابی بود،شگفت زده شدم از اینکه درش اومده بود و هر چند صفحه ای یه کادر باز کرده بود و درش روضه های مذهبی نوشته بود.(منظورم از روضه،روضه به معنای رایجش نیست،همون حرفهای مذهبی رو منظورمه).بزرگترین تبلیغاتگاه مذهبی جمهوری اسلامی،در درجه اول ،صدا و سیما (صبح تا شام ،روی مغزت،دین و اسلاما کند*این وظیفه را محول بر صدا سیما کند)،بعد کتابهای درسی،هستند. ولی به اینها هم راضی نشدند و حتی خیابون و بیابون هم از این امر مستثنی نیستند.تابلوهای نماز کلید بهشت هست و این حرفها،یا دیوارنوشته و ها و …. توی یکی از تابلوها جدیدن اومده بود ،نوشته بود :نماز بهار زندگیست. این حتما حدیث اختراعی جدیدشون هست.توی بیابون هم که آدم میزنه و میره مسافرت،اونجا هم روی کوه و سنگ و صخره میشه اینها رو میشه دید. خب حالا اینها چه سودی داشته؟چه نتیجه ای داشته؟ میبینیم که به اعتراف خودشون اینها هیچ نتیجه ای نداشته و رییس دم و دستگاه قضایی رژیم،به این امر به صراحت اعتراف کرد که باید دستگاههای مختلف بنشیند و بررسی کنند که چرا آمار جرم و جنایت اینقدر در جامعه رو به رشد هست و زیاد هست. از طرف دیگه در عین حالی که جرم و جنایت در جامعه بیداد میکنه، یکی از بی شرمیهایی که نوچه ها و حامیان و نوکران جمهوری اسلامی که قدرت اندیشیدن ندارند،ایراد گرفتن از غرب و درگیر دانستن غرب با انواع و اقسام مشکلات و بحرانهای مختلف هست. بدون اینکه یه کم به خودش زحمت بده و اوضاع کشور زیر سلطه حکومت مبتنی بر اسلام ِ خودش توجهی داشته باشه،نه به کشورهای دیگه ای که نه اینهمه تبلیغات و موعظه مذهبی توی گوش و چشمشون هست،نه ازاین محدودیتها و قدغنها درشون خبری هست.

خمینی در کتاب کشف الاسرارش نوشته:

آیا اروپای کنونی را میتوان جزو ملت متمدن به حساب آورد؟اروپایی که جز زندگی ننگین!! و بیدادگریها و آدمکشیهایی که اسلام از آن بیزار است مرامی ندارد!! کجا و اسلامی که کانون عدالت و دادگستریست،کجا؟اروپا به کجا رسیده که ما قانون خود را با قانون آن تطبیق دهیم؟اگر تنها یکسال در اروپا به قاون قصاص و و دیه و حدود اسلامی عمل بشود،خواهید دید که تخم همه بیدادگریها و دزدیها و بی عفتیهای! خانمانسوز از کشورهای آن برچیده خواهد شد!

حالا با وجود سه دهه از استقرار حکومت جمهوری ولایت فقیه بر کشور ایران،و در حالیکه سی سال است این قانون مجازات اسلامی غیر انسانی و ناعادلانه و بعضا وحشیانه ،در کشور زیر سیطره حکومت ِ قدغنها و ممنوعیتها و محدودیتها و اجبارها،سلب آزادیها،و تضییع حقها،در حال اجرا هست،با اینحال، اینچنین از زبان بالاترین مقام قضایی آن،میشنویم آنچه را که خواندید. این در حالی هست که در کشورهایی اروپایی این رقم بسیار کمتر از ایران هست. یکی از خبرهایی که چند مدت پیش دیدم در مورد کشته شدن نزدیک به 1400 نفر در کشور به وسیله اسلحه گرم به قتل رسیده اند.خب در این کشور چند نفر اسلحه گرم دارند؟شاید دو سه درصد.در آمریکای “کافر”، چند نفر اسلحه گرم توی خونشون دارند؟بیشتر از 90 درصد.حالا شما تصور کنید اگر آمار دو سه درصدی اسلحه داران ایران،90 درصد آمریکا بود،وقتیکه با این تعداد افراد صاحب اسلحه این تعداد قتل در کشور(فقط با اسلحه) اتفاق میافته، آیا تا حالا جمعیت کشور منقرض نشده بود؟

پی نوشت باربط(1): چند روز پیش،باز توی اخبار رادیو میگفت،فلان افراد توی فلان بانک بیش از 200 میلیارد تومن،اختلاس کردند و بعد اومد و با آب و تاب از احکام صادر شده بر مبنای قوانین اسلامیزه شده ی ناعادلانه گفت. بیشترین مجازاتش 5 سال بود،بقیه هم، یکی دو سال زندان و چند ضربه شلاق و اینها. ولی در کنارش برید قوانین مربوط به بعضی رفتارهای جنسی رو بخونید،آنچنان هولناک هستند که هر انسان متمدنی رو به وحشتزده میکنند.

پی نوشت باربط(2):این آمارهای شهر روضه و روزه و منار و منبر و گنبد و چادر سیاه و عمامه سفید(قم) هم قابل توجه هستند: طبق آمار سایت درگاه ملی آمار،در سال ۸۵ قم بعد از تهران و کردستان و کرمانشاه و بوشهر بیشترین آمار طلاق را داشته است.البته این جزو یکه تازان بودن قم در آمار طلاق،فقط مربوط به این سال نمیشه.قبل از اون بوده و بعد از اون هم ،تا به حالا این حکایت ادامه داره.

 درصد تغییرات جرائم در سال ۱۳۸۰ نسبت به سال ۱۳۷۶، ۷/۵۲ درصد رشد مثبت داشته است که در بعضی از استانها مانند قزوین، “قم”، چهارمحال و بختیاری، و… این درصد تغییراتبهمراتببیشترازدرصدتغییراتکشوراست .شاخص جرائم جنسی به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت کشور در سال ۱۳۸۰ تعداد ۷/۱۲۸ پرونده است که بر اساس این شاخص در سال ۱۳۸۰ استانهای تهران، آذربایجان شرقی،” قم”، مازندران، گیلان خراسان به ترتیب رتبه‌های اول تا ششم را در این زمینه به خود اختصاص داده‌اند.در سال ۱۳۸۰ شاخص استانهای کرمانشاه،‌” قم”، سیستان و بلوچستان، لرستان، ایلام، هرمزگان، کرمان و کهگیلویه و بویراحمد در زمینه قتل عمد ازشاخص کشور بالاتر بوده است .در سال ۱۳۸۰ نسبت طلاق به ازدواج در کشور ۳۹/۹ بوده است و در همین سال در استانهای تهران،” قم”، کرمانشاه، کردستان نسبت طلاق به ازدواج بیش از شاخص بوده است. http://www.fpm.ir/

 

پی نوشت بیربط:

اینکه میگم توی اخبار گفت و توی تلویزیون گفت،این به این معنی نیست که من تلویزیون نگاه میکنم،من مدتهاست که صدا و سیمای جمهوری اسلامی رو تحریم کردم.ولی هنگامی که تلویزیون روشن هست یا توی ماشین نشستم و رادیو روشن هست،مشخصه که گوشم رو نمیتونم بگیرم که نشنوم .

 

نیروی افتضاحی،چقدر تو افتضاحی اکتبر 14, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 9:43 ق.ظ

سردسته اوباشهای تهران(سردار رادان)، پستش را ترک گفت، (گویا قرار هست بشه معاون سردسته اوباشهای کشور).به همین مناسبت و به مناسبت هفته نیروی انتظامی، قطعه نظمی که در اون خودش و دار و دستش رو به تصویر کشیدم رو به وی تقدیم میکنم:

نیروی افتضاحی، چرا اینقدر الاغی؟ * کارِت تو این ممکلت، شده فحش و سرکوبی

مُقدم بی شرف، او سگ پاچه گیرت * تف به ننه و باباش،رییس این سگدونی

اون رادان ِ بی وجدان، خر ِ بدون پالان * جنایتاش تو تهرون، داده به اون ترفیعی

اون گشتهای ارشادت، اون نر و ماده گرگت * ریخته توی خیابون، چون گله های گرگی

از ادب و احترام، انسانیت، مروت * بویی نبرده ای تو، دو پا ، ولی حیوونی

اوباش واقعی کیست؟نیروی انتظامی * مزاحم مردم کیست؟نیروی افتضاحی

——

پی نوشت باربط : مخاطب این شعر،تمامی نیروی انتظامی نبود، مخاطبش،عاملان و سازندگان و بانیان و آمران و حامیان و همفکران ِ گشتهای سرکوب اجتماعی(ارشاد)،چه در داخل،و چه در خارج از نیروی انتظامی،بود.و منظور از اوباش هم،همینها بودند.البته بی ادبی و رفتار غیرمحترمانه، شامل بیشترشون میشه.

 

و اینچنین شد که وبلاگ من زایش یافت… اکتبر 13, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 8:12 ق.ظ

 

من اومدم

 

دروووووود

—–

پی نوشت با ربط: اگر میخواید بدونید که وبلاگ من چطوری زایش یافت،برید یه وبلاگ بسازید تا مراحل زایشش رو از نزدیک ببینید :دی

پینوشت بیربط:چرا ورد پرس؟خب رفتم توی مرامنامه و آیین نامه و مقررات نامه اینطرفیها دیدم واویلا یه خط در میون حرف از جمهوری اسلامی و قوانین و مقرراتش و اینکه چیزی ننویسم که بهش بربخوره و خطهای قرمز خون رنگش رو رعایت کردن و از این حرفها زده،منم بهشن گفتم:خاک تو سرت،اومدم رسیدم اینجا،حالام اینجام.

همین، تموم شد

———

حالا هم رفتم بدروووووود