
حجاب از نگاهی مردسالارانه و نگاهی فرودستانه به زن نشات میگیره که هر نوع هویتی جنسی ورفتاری جنسی رو بر زن ناروا میدونه(از نظر نگرندگان ِ به زن به شکلی فرودستانه و مردسالارانه و “اسلام مدارانه” ،رفتار جنسی،فقط رفتارهای پایین تنه ای،نیست. تماس بدنی غیر پایین تنه ای،خنده های “آنچنانی” ! حرکات و سکنات “اونچنینی”! و… تا بی حجابی در برابر مرد “نامحرم” و در کل رفتارهایی خلاف شئونات(محدودیتها)ی اسلامی،رو یک رفتار و کار جنسی “قدغن” میدونند!) و به این منظور براش محدودیتهای فیزیکی مانند همین حجاب،یا محدودیتهای رفتاری،مانند همینهایی که در احادیث ضد زن ِ محتلف اشاره شده رو روا میداره. توی حکومت اعمال کننده حجاب اجباری، زن “ناموس”(بخوانید مِلک) ومرد میشه “دارنده ناموس”(بخوانید مالک).(بعضی از دیوار نوشته های در این زمینه رو هم شاید دیده باشید: بی حجابی زن،بی غیرتی مرد) و مرد تشویق به پنهان کردن و زیر پارچه در آوردن و محدود کردن و زیر نظر گرفتن و زیر سلطه در آوردن و ف.یلترینگ حرکات و سکنات و کارها و رفتاری ازاین “ناموس”، که “عنکبوتهای دین”(فقها و آیت الملاها)،اونها رو “قدغن” میدونند،میشه، و زن هم میشه عهده دار و مسول ِ عمل به این قدغنها و بایدها و نبایدها و بکن و نکنها. در نظر اینها زن ،سرا پا میشه،براگیزاننده، سراپا میشه شهوت برانگیز،به عبارتی سراپا میشه “آلت”، از موی سرش، تا ناخن پاش.پس، از نظر اینها زن باید بره در “صدف”،بره توی لاکی که براش ساخته اند و اون رو براش پسندیدند،باید سر تا پاش رو با پارچه(ترجیحا مشکی،چون جذابیتی نداره و چشم آزاریش،بیشتر هست)بپوشونه.باید روی تمام جسم و مغز و فکرش رو ف.یلترینگ بگذاره .و از نظر اینها هرچقدر زنی پارچه پیچ تر باشه،ارزنده تر هست. اولین قدم در راه سرکوب تمایلات جنسی زن،انکار کردن هویت جنسیش هست ،که بوسیله حجاب انجام میگیره.
اجبار کنندگان حجاب،هویت جنسی زن رو دو قسمت براش قائلند: یکیش اون قسمتی هست که توی خونه و خانواده مطرح میشه و تعریف میشه.اینها اون قسمت رو مجاز میدونند و نه تنها مجاز میدونند،بلکه زن رو در این قسمت،تبدیل به یک برده جنسی میکنند و یک برده جنسی میدونند،که باید همش در حال ارائه خدمات جنسی به مرد باشه.ولی بیرون از خانواده و “تملک” شوهر،چیزی به نام هویت جنسی براش قائل نیستند،بلکه اون رو مانند یک موجود بیروح و خشک و پارچه پیچ شده میخواند،تا هیچ اثری از جنسیت و هویت جنسی ای ازش نمودار نشه. یعنی برده سازی جنسی از زن در داخل خانه و سرکوب جنسیت زن و مخفی نگاهداشتن اون و تلاش برای جلوگیری از حضور زن به شکل ِ انسانی کامل و واجد تمام خصوصیات انسانی ،در خارج از خونه.در خارج از خونه، میگه که نباید به شکل انسانی کامل،ظاهر بشی،بلکه باید زنی باشی که جنسیت و هویت جنسی ای نداره. و برای برآوردن این موضوع،از نظر اجبار کنندگان حجاب و معتقدین به حجاب اجباری و نگاه کنندگان ِ به زن،به شکل پایین تنه ای و جنسی و در یک کلام،نگاه ِ”اسلامی” کنندگان به زن، این زن ،باید تمام زنجیرها و واجب و مستحبها و بکن و نکنها و قیود و سفارشاتی رو که به زن،در رابطه با حضور در جامعه و ارتباط با “نامحرم”، از جانب شریعت اسلام و “اسرای شریعت” و “عنکبوتهای شریعت”(مقلدان ِ محض ِ شریعت اسلام)،به اون اشاره شده رو به دور بدن و زبان و مغز و چشم و حرکات و سکنات خودش بپیچاند(این زنجیرها را)، تا شریعت مبین! اسلام، ترک برندارد!،یا “مفسده”ای به وقوع نپیوندد، یا مردی دل همچون ژله اش به لرزش نیفتد(مردهای ایرانی هم عجب موجوداتی هستندها،نظیرشان توی هیچ کشوری پیدا نمیشه،همشون فرصت طلب،موذی،سوءاستفاده گر،دل ژله ای،هیز،مریض جنسی و آلت متحرک هستند(البته از نظر دکانداران دین جمهوری اسلامی)). حجاب یعنی ،از حالت زن بودن و انسان بودن، خود را در ظاهر و در رفتار ،مانند شی ای بیروح و خنثی و بدون هیچ تاثیر پذیری یا تاثیر گذاری و اثر بخشی و اثر پذیری،به عبارتی خود را تبدیل به مجسمه ای بیروح و در پارچه پنهان شده، در آوردن.دختر بچه ای که توی کشوری با حجاب اجباری و یا در خانواده ای سنتی رشد میکنه، مرتب توی مغزش از اینکه انسانیست که باید محدود و محصور باشه گفته میشه و همچنانکه رشد میکنه از اینکه باید خودش رو مخفی کنه و تمایلات جنسیش رو نه تنها بروز نده ،بلکه سرکوبشون کنه،توی گوشش تکرار میشه.و براش از “حجب” و “حیا” و “عفت”ی که باید داشته باشه وبراش از عدم برخورداری زن،از چیزی به نام تمایلات جنسی و خواسته ها و نیازهای جنسی گفته میشه.( واژه هایی چون بی حیا ،هرزه ودر کنارش محجوب و با حیا و عفیف و عفت ، واژه هایی که در چنین جوامعی برای سلطه بر زن ومحدود کردن زن استفاده میشه، واژه هایی هستند که هر کدوم،به نحوی برای حمله به زن،سرکوب کردن زن و زیر فشار گذاشتن و یا محدود کردن زن و اسیر کردن زن،بکار برده میشه). زن در نظر این افراد،باید همیشه منفعل باشه،هیچ نشانه ای از زنانگی و زن بودن رو از خودش بروز نده و از جنبه جنسی ِ شخصیتش فاصله بگیره و هیچ نشانه ای از اون،چه در ظاهرش و چه در رفتارش بروز نده ، مجسمه ای خنثی باشه، تا “عفیف” و “محجوب” بمانه و “با حیا” نامیده بشه .در جامعه ای که حجاب درش اجباری هست،نزد حکومت ،زن هنگامی به رسمیت شناخته میشه و “ارزنده” هست، که محجبه باشه. و هویت جنسیش و تمام فرعیات و نمادها و نشانه هاش رو انکار کرده باشه، هرچقدر بیشترخودش رو در پارچه پنهان کرده باشه، از نظر واپسگرایان و اجبار کنندگان حجاب (حکومت و حامیانش)،ارزشمند تر هست و بیشتر به رسمیت شناخته میشه.به عبارتی،ارزش زن رو برابر با پارچه میدونه و برای خود زن به تنهایی، ارزشی قائل نیست.در عوض، زنی که با این محدودیت اعمال شده، مخالفت کرده باشه، حتی مورد توهین و آزار عوامل سرکوب عوامل حکومت اجبار کننده حجاب نیز قرار میگیره.حجاب اجباری ،یک پوشش نیست،نشانه برده جنسی دانستن زن واعمال آپارتاید جنسی ِاجبار کنندگان اون هست،که به شکل یک پوشش،بر زن اعمل میشه.نگاه جمهوری اسلامی و سیاست اسلامیزه شده،یا اسلام سیاسی به زن ،مانند یک کالا هست که باید در پارچه بسته بندی بشه،که مبادا چشم کسی جز آنکه انسان ستیزان او رو مالک زن میدوند(یعنی شوهرش)به این کالای از نظر اجبار کنندگان حجاب،فاقد ِ مجوز و اختیار انتخاب، نیفته.
اگر در زمان رضا شاه و کشف حجاب، زنها به دلیل اینکه قرنها اونها رو مجبور به پارچه پیچ شدن و در پستو قایم شدن و بی تفاوت و بی اثر و منزوی بودن کرده بودند ،تمایلی به برداشتن حجاب و نداشتند،کم کم با اقدام ضربتی و مثبت رضا شاه در تشویق اونها به ابراز وجود و حضور در اجتماع و پاره کردن قید و بندها و ارزش قائل شدن برای خود و از حالت منفعل در آمدن و گریختن از اسارت حجاب( از همه شکلش) ، به خود اومد و از لاکی که چند قرن براش ساخته بودند،بیرون اومد. چندین سال طول کشید تا کم کم اون اقدام ضربتی ای که رضا شاه انجام داده بود،و با مقاومت روبرو میشد، به پذیرش فکری (کنار اومدن با بیحجابی و از حالت تابو خارج شدنش)برسه و با گذر زمان بیشتر، به پذیرش عملی برسه یعنی این پذیرش فکری، به شکل عملی(بیحجابی) خودش رو نشون بده.(در آغاز،پذیرش عملی ِ اختیاری ِ بیحجابی(یعنی بیحجابی اختیاری)، وجود نداشت یا خیلی کم بود).گذشت و گذشت، تا جاییکه چند دهه بعد،تقریبن تمام زنهای اداره ها و سازمانها و دانشجویان و دانش آموزان،بیحجاب بر سر کار و مدرسشون میرفتند.و هرچه زمان میگذشت،این موضوع در جامعه پذیرفته تر میشد و نگاهها و واکنشهای تعجب آمیز به اون کمتر و کمتر میشد. و اگر در این زمان،حجاب اجباری وجود نداشت،در نزد بیشتر زنها،حجاب،چیزی کنار گذاشته شده و فراموش شده بود.
در حال حاضر جوانان به شیوه ای این حجاب اجباری رو بر خودشون میگذارند،که هویت جنسیشون رو نه انکار کنه و نه اون رو مخفی کنه.و ف.لترینگ رو نیز بر رفتار خودشون شکستند(شکست حجاب در رفتار). و با وجود تمام محدودیتها و سختگیریها و فشارهایی که در این زمینه اعمال میشه، رابطه و معاشرت دوستانه پسر و دختر،در جامعه بسیار زیاد هست،و قدغنها و سرکوبها و جداسازیها و تابو سازیها،نتوانسته مانع بروز تمایلات طبیعی در اونها بشه. جداسازی ودیوار کشی مرئی و نامرئی بین دختر و پسر،باعث خشک و بیروح و خشن شدن فضای جامعه و نگاه غیر دوستانه ی بویژه دختر نسبت به پسر میشه. در صورتیکه ارتباط دوستانه دختر و پسر باعث تلطیف فضای جامعه و نگاه برادرانه و دوستانه و انسان وار و انسانی به هم میشه.یعنی پسر رو به جای اینکه موجودی ببینه که باید ازش فرار کرد،اون رو انسانی مانند خودش میبینه که مانند دو انسان صاحب شعور و انتخاب و اختیار،میتوان باهاش نشست و برخاست کرد،معاشرت کرد،صحبت کرد،در کنارهم بود،دوست بود.
در زمانیکه فرد به هردلیلی توانایی ازدواج نداره و سن ازدواج بالا رفته،رابطه دوستانه دختر و پسر تا اندازه زیادی میتونه فشار ناشی از عدم برآورده شدن نیازهای جنسی ، کم کنه. دو راه برای برطرف کردن نیازهای جنسی برای فرد وجود داره:یکی ارضای مستقیم جنسی و دوم، فرونشاندن میل جنسی به شکلی غیر مستقیم و بوسیله ارضا عاطفی. ارضای مستقیم که راههاش مشخص هست،یکیش همین ازدواج هست. ولی ارضای عاطفی میتونه بواسطه دوستی با جنس مخالف،و یک همصحبتی ساده برآورده بشه و تا اندازه زیادی فشار ناشی از میل جنسی رو که باعث فشار زیادی بر فرد میشه رو خنثی کنه.
در اسلام،هر جا ظلمی به زن شده اون طرفش ردپای مردسالاری دیده میشه. حجاب،دیه،طلاق،تعدد زوجات..به مرد حق چند داشتن چند زن رو میده،چرا؟چون از نظر اینها در راه ارضای تمایلات جنسیش،مشکلی نداشته باشه و این یکی براش عادی شد،بره سراغ یکی دیگه. به زن میگه خودت رو در پارچه مخفی کن تا مردی در دلش خوش خوشکیانش نشه.چرا باید تاوان مرد رو زن پس بده؟چون اون (اندکیشون)یه جوراییشون ممکنه بشه،چرا باید تاوانش رو زن با پارچه پیچ کردن خودش بپردازه؟و صد البته که این اتفاق،برای تعداد بسیار کمی از مردها میافته و همون تعداد کم هم در جوامع باز،که آزادی پوشش در اونها برقرار هست،بسیار بسیار کمتر از جوامعه بسته و اجبار کننده حجاب هست. این حریص شدن،ناشی از محدودیت و همون حجاب هست.گوگل یه ابزاری داره به نام گوگل ترندز،که میای و یک واژه به اون میدی و مناطقی که بیشترین تعداد سرچ اون واژه درشون انجام گرفته رونشون میده. تمام شکلهای واژه s ex و سک س رو امتحان کردم. یعنی با فاصله(مانند s e x y , s e xیا سک س، س ک س , س ک سی) و شکل بی فاصله شون رو امتحان کردم،در تمام اونها،چه انگلیسیش(با وجود فارسی زبان بودنمون) و چه فارسیش، کشور یکه تاز و رتبه اولی که با فاصله خیلی زیادی نسبت به دیگر کشورها قرار داشت،کشور ایران بود و در همین به گفته صدا و سیما،”ایران اسلامی”، در تمام حالاتش، شهر روضه و روزه و منار و منبر و گنبد و مسجد، یعنی شهر قم، رتبه اول رو(در سال 2008)داشت. اینهمه حجاب اجباری و نماز اجباری و صبح تا شام،تبلیغات مذهبی و دین و اسلاما کردن، توی صدا و سیما و کتابهای درسی، میبینیم که تنها تاثیری که داشته،حریصتر شدن مردم بوده.
بعضی افراد تا حرف از آزادی پوشش و داشتن ونداشتن حجاب میشه،اقدام به تحریف نظر فرد میکنند و اون رو دعوت به برهنه بودن و برهنه گردی جلو میدند.در صورتیکه نه این آزادی یا بهتر بگیم حق طبیعی، مساویست با برهنه بودن،(گرچه فرد میتونه با داشتن آزادی پوشش نیمه برهنه هم بیرون بیاد)،و نه طرفداران این آزادی،مشوقین به برهنه شدن افراد هستند. این دیگه نیاز به توضیح نداره که منظور این افراد(آزادیخواهان)،مخالفت با سلب حق انتخاب و اختیار افراد،در زمینه گزینش پوشش هست.همانند افرادی که تا از آزادی حرف زده میشه،اون رو مساوی با بی بندو باری جلوه میدند.یعنی با این جوسازیها و نام گذاریهای جهت دار، قصد تخریب آزادیخواهان دارند. در صورتیکه نیاز به توضیح نیست که منظور از آزادی، تشویق و دعوت به بی بندو باری نیست،بلکه قائل شدن حق اختیارو انتخاب برای فرد هست.
اسیران اسلام،معمولا “غرب” رو متهم به استفاده ابزاری از بعضی از زنان میکنند و میگند غرب از بعضی از زنها اسباب بازیهای جنسی درست کرده و از زیباییشون در تبلیغات استفاده میکنه و اونها رو به فیلمهای پو رن میکشونه!! خب باید به این چرند سرایان گفت که در غرب و شرق،هیچ کسی مجبور به این بازی کردن در فیلم پو رن نیست.هر کسی که تمایل به این کار داره میره و به اون کار میپردازه. مانند فاحشه گری که در مملکتمون سر به فلک میزنه و هر کسی خواست به اون کار میپردازه و به نظر من البته یک شغل هست،مانند تمامی شغلهای دیگه. چون فرد داره به دلیل نیازو از روی ناچاری،از بدنش کسب درآمد میکنه،همانند کاری که با دستش انجام میده. و بسیار بهتر از کارهایی مانند کلاهبرداری و مال مردم خوری هست. به هر حال این افراد با اختیار در این فیلمها ظاهر میشند.و این تنها زنها نیستند که در این فیلمها بازی میکنند،مردها هم هستند.و در مورد تبلیغات هم،هم مردهای زیبا و خوش اندام و هم زنها استفاده میشند و این یعنی استفاده اختیاری فرد از زیبایی خدادادیش. و این هیچ اشکالی نداره مگر اینکه از دید اسلام و مذهبیون اسلامی بهش نگاه بشه،که از نظر اونها مشخصه این کار، با مغز گرفتار اسلامشون که همه چیز رو نادرست و ممنوع و قدغن میدونه ،نمیسازه.آیا در این تبلیغات باید یک فرد ریشوی حزب اللهی رو استفاده کر،تا اون شرکت به جای فروش بیشتر،ورشکست بشه؟چه اشکالی داره که از افراد زیبا در تبلیغات استفاده بشه؟اگر برای نمونه در تبلیغات از منظره های طبیعی زیبا استفاده بشه،این به معنی سوء استفاده از اون مناظر هست؟
آزادی داشتن یا نداشتن حجاب همانند تمامی کشورهای مسلمان یا غیر مسلمان دیگه،حق زنهای ایرانی نیز هست،و سلب کردن اون یعنی تضییع حق طبیعی فرد.
زندان پارچه ای
چیست این حجاب؟یک زندان*نیست جنسش ز آهن و سیمان
محبسی از جنس پارچه باشد آن*مظهری از جبر هست بر بانوان
حاصل فکر یک مریض جنسی هست*که بدور از مقام انسانی است
او برای زن،زمانی ارزشی قائل بوَد*کاندرون توده ای پارچه، خودش مخفی کند
آن نماد اسارت زن هست*آن نمادی ز سلب آزادیست
ارزش زن را برابر با نخ و کاموا کند*ارزش او را به این حد او به پایین آورد