دفترچه ی یادداشت من

درود

جواب به یک نامه فوریه 1, 2009

دسته‌ها: Uncategorized — حمید @ 8:43 ب.ظ

 

یه دوستی در مورد پست قبلی یک میل برام فرستاده بود،گفتم خود میل و جوابم  به اون رو اینجا بگذارم

 

ایمیل ایشون :”البته در پي صحبتهاي تو در بلوگت راجع به انقلاب بگم گرچه خميني و روحانيت نهايت سوء استفاده از انقلاب مردمي رو كردن و نشون دادن شايسته حكومت نيستن اما اين دليل نمي شه كه زحمات انقلابيها و كساني رو كه با هر عقيده اي واسه اين ملت از جون مايه گذاشتن جاه طلب بدونيم. انقلاب رو خميني نكرد!!! مردم از بي دين تا مذهبي از سكولار تا سنتي از كمونيستا تا فداييها  همه متفق  مي خواستن شاه بره و بساط پادشاهي بر چيده بشه. گرچه هيچ كس حتي بزرگ مردايي مثل بازرگان و طالقاني كه ساليان دراز تو زندان ها و تبعيد بودن  فكر نمي كردن قراره خميني دم در بياره و ادعاي حكومت كنه!!! و خميني بود كه سر ملت شيره ماليد و همرو غافلگير كرد . و گرچه هيچ كس نمي دونست بعد انقلاب قراره چي بشه  همه فقط مي خواستن شاه نباشه .بعد هم كه شاه رفت فكر مي كردن قراره يه جمهوري مثل بقيه كشور هاي انقلاب كرده اي چون فرانسه باشه!!! بهر حال در سير تحول تاريخ بايد اين پيش ميوفتاد و تمام نظام هاي ديكتاتوري بايد با انقلاب برچيده مي شد منتها در ايران روحانيت مردم رو فريفت اما  عملكردشون نشون داد كه لياقت قدرت رو ندارن . بدم مياد اد مهايي مثل تو تحصيلكرده از شاه تعريف كنن!!! درسته كه كارهايي بزرگ رو واسه كشور كرد اما براستي كه اون كثافت اگه عرضه مملكت داري داشت ملت هرگز انقلاب نمي كرد. خميني عددي نبود كه بخواي بگيم مردم واسه اون انقلاب كردن شايد با حرفاش آ تيشه انقلاب رو تند تر كرد اما هرگز عامل اين انقلاب نبود و اتفاقا اين  دانشگاه بود كه  مردم رو بلند كرد.همون هايي كه تو اروپا تحصيلكرده بودن. اينكه روحانيت و ادم هاي فرصت طلب سوار موج انقلاب شدن  دليلي نمي شه كه ما بخوايم از شاه تملق بگيم.اونم يه آشغال بود .به هر حال اگه جنايت ها و خيانت هاي اينا بيشتر بشه من هرگز آرزوي برگشت شاه رو نمي كنم بلكه ارزوم اينه كشورم با دموكراسي واقعي جلو بره نظام پادشاهي ديگه پوسيده شده چه از نوعه ولايت فقيهش چه از نوعه رضا شاهيش!!! سعي كن همواره فارغ از حب و بغض علمي و منطقي فكر كني نفرتت از آخوند نبايد تورو به شاه علاقه مند كنه. همشون سروته يكي هستن لياقت ملت نه آخونده نه شاه!!! خودش بايد براي خودش تصميم بگيره.”

——–

متن غرایی بود و حرفات رو در این یه مورد :دی استثنائن قبول دارم.ولی من توی پست قبلیم گمونم حرف از رضا شاه زدم و نه پسرش درسته؟ولی در کل منم شاه پرست و سلطنت طلب نیستم و شاه رو هم بری از این چیزهایی که گفتی نمیدونم. گرچه شاه رو خیلی بهتر از اینها و سودمند تر از اینها برای مملکت میدونم(اگر میبود). دلیل اینکه سودمند تر بود(چه اون زمانی که بود و چه حالا اگر میبود) این هست که افکاری که اون داشت یا رضا شاه داشت و جهت فکریشون، زمین تا آسمون با افکار سخیف و ارتجاعی این جماعت دچار مشکل فکری و اسارت فکری که سر کار هستند فرق میکرد. از اون راس گرفته تا رده های پایینتری که التزام فکری و عملی دارند به این جرثومه های ارتجاع و واپسگرایی و کهنه اندیشی. اون دفاعیاتی هم که از رضاشاه کردم  به معنی نادیده گرفتن خطاها و اشتباهاتی که کرده نیست،بلکه یک دفاع بود از کارهای رضاشاه در برابر خائنان به تاریخ و دانش و قلم به مزدانی که همه چیز رو فدای ج.ا. میکنند.

پس این اتهامت(” بدم مياد اد مهايي مثل تو تحصيلكرده از شاه تعريف كنن”)  درست نبود .

” گرچه هيچ كس حتي بزرگ مردايي مثل بازرگان و طالقاني كه ساليان دراز تو زندان ها و تبعيد بودن  فكر نمي كردن قراره خميني دم در بياره و ادعاي حكومت كنه”

مشکل از همینجا شروع شد که این فرد و افکار این فرد و درنتیجه نوچه های این فرد و افرادی که متعهد و ملتزم به افکار این فرد بودند،حاکم شدند. چون راس،هر خصوصیتی رو داشته باشه ، زیردستان رده بالا(مثل روسای قوای سه گانه و دیگر مقامات بالای مملکتی که چه توسط خودش و چه توسط زیر دستان رده اولش تعیین میشند) اونها هم از نظر فکری شبیه خودش هستند و مجبورند باشند. و در نتیجه تمامی مقامهای مهم کشوری تا رده های پایین هم یا همفکر راس هستند(التزام فکری که خود به خود منجر به التزام عملی میشه) و انتخاب میشند و یا اگر چنین نباشه مجبورند که در نهایت بر مبنای افکار راس ، عمل کنند(التزام عملی اجباری و ظاهری،که گرچه ظاهری هست ولی باز نتیجش همون آش و همون کاسه هست). و در غیر اینصورت کنار زده میشند. همونطور که بازرگان کنار رفت و اگر نمیرفت کنار زده میشد .چون میدید که اینچنین هست و فضای حاکم رو قابل تحمل برای خودش و افکارش نمیدید و به اصطلاح میدید جای اون نیست،استعفا داد. و اگر استعفا نمیداد هم، اون جوری که میخواست نمیتونست کشورداری بکنه،و باید ملتزم به افکار و خواسته های راس میبود.پس ترجیح داد شجاعانه خودش رو کنار بکشه نه اینکه بشه یک مترسک تو سری خور بی اراده ای که عامل خواسته ها و افکار کسی بشه که افکارش رو نمپسندد و کاری رو مجبور هست بکنه که نمیخواست بکنه و کاری رو که نمیخواست انجام بده رو مجبور به انجامش بشه.

پس حتی اگر زیر دستی هم همفکر با راس نباشه ،با اون زیردستی که همفکر هست، بر سر کار بودنشون چندان تفاوتی نمیکنه.

 

در کل  باید دید کشور با وجود مشتی مرتجع و متحجر و متخصص بول و غائط،  که در رساله اش از وطی با حیوانات و احکامش مینویسه  وضعش بهتر میبود،یا اگر افرادی روشنفکر و کاردان و آزاد اندیش بر سر کار باشند؟

باید دید کشور با روی کار بودن افرادی که اگر در این زمان میزیستند و حکومت میکردند ریشه خرافه رو میخشکاندند، بهتر میبود،یا مشتی خرافه های متحرک و افرادی که برای امام زمانشان بشقاب سر سفره میگذارند و نامه در چاه میندازند و مردم رو هم به این کار تشویق میکنند و شبانه روز در حال تبلیغ و ترویج خرافه هستند؟

باید دید که کشور با مقاماتی که مغزشون با یاوه سرایانی همچون مجلسی پیوند خورده وضعش بهتر میبود،یا افرادی که وقتی یاوه های این افراد همچون کتاب حلیه المتقین رو میخونند، به اون یاوه ها میخندند؟

باید دید کشور با وجود قوانین اسلامیزه شده ای که بوی شتر از اونها استشمام میشه وضعش بهتر میبود،یا با وجود حکومتی که قوانینش مبتنی بر اسلام و احکامش نیست؟

 باید دید کشور با وجود کسانی که تمام هم و غمش خدمت به اسلام هست و همه چیز رو حاضرند فدای اسلام کنند وضعش بهتر میبود،یا کسانی که تمام هم و غمشون کشور و ملت باشد.

باید دید کشوری که به دلیل حاکمیت  مغزهای اسیر اسلام ،گرفتار شرهای از قبیل :

حکومت اسیر اسلام و آیت الملای اسیر اسلام و آخوند اسیراسلام و افکار اسیر اسلام  و اعمال اسیر اسلام و قوانین اسیر اسلام و حوزه علمیه اسلام و عشق به اسلام و مرگ به خاطر اسلام و محدودیت به خاطر اسلام و جبر به خاطر اسلام و سرکوب به خاطر اسلام و انسان، فدای اسلام و همه چیز،فدای اسلام.

هست اوضاعش بهتر میبود و میشود،یا کشوری که اسیر این شرها نباشد و حاکمانی داشته باشد که چنین شرهایی رو از مملکت دور کنند؟

 

اینکه بیای و فقط از نظر زندانیان سیاسی و شکنجه و اینها بخوای بررسی کنی،هر دوشون اینچنین بودند،ولی در بقیه موارد نه .فرق زیاد و موثری بینشون برقرار هست.

اگر بین دو دیکتاتوری بخوام انتخاب کنم دیکتاتوری ای که یک فردی روشنفکر و آزاداندیش و سکولار در راس اون باشه رو مشخص هست که صد در صد بر دیکتاتوری مذهبی ترجیح میدم. و اگر انتخابم بین خمینی یا یک متخصص بول و غائط و شاه باشه،صد در صد شاه رو انتخاب میکنم.

 

 

 

 

 

 

 

8 Responses to “جواب به یک نامه”

  1. nemigam Says:

    akharin harfatoono bezanid..be zoodi filter mishid:))

  2. کاپلو Says:

    سلام
    خوبی
    من شما رو لینک کردم شما هم اگه دوست داشتی من رو لینک کن
    و مهمتر از همه منتظر نظر کارشناسانه شما هستم

  3. نهال Says:

    عجب وبلاگی داری لعنتی! کف کردم … البته اون دوست محترم راست گفتن .. به زودی می ری قاتی باقالیا اما وبلاگ جدید هم راه انداختی منو خبر کن

  4. واقعا زیبا جواب دادید

    هر چند که ایمیل هم درست و زیبا بود

    دیکتاتور دیکتاتوره
    حالا چه شاه باشد چه اخوند

    ولی ازانجایی که ما هیچ وقت انتخابی سالم نخواهیم داشت
    و همیشه بین بد و بدتر باید انتخاب کنیم
    من شاه رو ترجیح می دم بر اخوند
    که دین و ایمون همه رو به بازی گرفتن
    با این حرکتهاشون

  5. م Says:

    دیدگاهت خیلی درسته پسر..قبولت دارم زیاااااااااد
    کاش مثه تو زیاد بود..
    به منم سر بزن

  6. x-s Says:

    are to rasmigy ma kharim ma ahmagim ma ahmagim ke faryad zadym dyn mykhaim . are to rast mygy ke be andazeye ebsilon savad nadary shayad dar hadde lisans bashy . akhe bychare toke savad nadary chera miay to kare siasat. bezar rahatet konam midonam ke to mosalmon nysty valy hichga nakhahy tavanest enghelab ro shekast bedin.roz beroz shahede shokofayie enghelab hastimo khahim bod. belotfe emam zaman va aghaye khameneiy. pas behtare bery gom shy

  7. بي تا Says:

    سلام وبلاگ شما رو از وبلاگ خانم نسرين پيدا كردم. ميدونين اصلا اسم مهم نيست فقط اونچه كه مهمه اينكه جامعه رو به رشد و شكوفايي باشه رشد جامعه يعني آزادي ، ازادي هم يعني اينكه مهم نيست چه فكري چه مذهبي و چه جنسيتي داري مهم اينه كه انساني و بايد آزاد باشي…
    ايراني بايد به ايراني بودن خودش افتخار كنه نه به واسطه اين تعلق دنبال جانپناهي برا خودش بگرده.
    پاينده باشي

  8. سلام
    خداقوت دوست عزیز
    خسته نباشی
    انشاءالله همیشه وبت پروپیمون باشه
    لطفابه وبلاگ منم یه سری بزن
    من کلکسیونی دارم که بیش از1300مقاله وتحقیق رایگان روگردآوری کردم
    منتظرحضورت هستم
    یاعلی


Leave a Reply