دفترچه ی یادداشت من

درود

هر دم از این باغ،جُکی میرسد،یاوه تر از یاوه تری میرسد نوامبر 24, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 6:43 ب.ظ

در تمام رشته های دانشگاهی برای تکرار مکرر ِ تبلیغات مذهبی و در کل ایدئولوژی جمهوری اسلامی،حدود 15 واحد درسی رو (در دوره کارشناسی)،به “کتابهایی” مانند معارف و اندیشه اسلامی و انقلاب اسلامی و وصیت نامه جنایی- جزایی خمینی و چرندیاتی شبیه به اینها اختصاص داده اند. این یعنی یک ترم اتلاف وقت دانشجو و صدها هزارتومن هزینه برای واحدهایی که هیچ ربطی به رشته دانشجو ندارند و بیسواد تر بالا آمدن دانشجو(دست کم به اندازه 15 واحد)، به دلیل اختصاص 15 واحد درسی از رشته اش،به جای دروس تخصصی اون رشته، به درسهایی بیربط ، که هدفهای خاصی رو که هیچگاه تا حالا خوشبختانه بهش نرسیدند و نمیرسند رو دنبال میکنند.

یکی از یاوه های مذهبی ای(اندیشه اسلامی) که در در یکی از دانشگاهها به اجبار دانشجویان باید بخونند رو از کسی گرفته بودم و داشتم نگاهی بهش مینداختم(چون دانشگاههای مختلف “اندیشه اسلامی” ای که در اونها تدریس میشه با هم فرق میکنند) . گفتم برای اینکه به عمق یاوه سراییهایی که در این “یاوه های مُجَلد شده”(چون نام کتاب رو نمیشه روی اینها گذاشت) پی ببرید، یه قسمتی از اون رو اینجا بگذارم. این “یاوه های مجلد شده” رو وقتی  که آدم میخونه، واقعن به این فکر میکنه که آیا این افراد فکر کردند خواننده شبیه خودشون “بز” هست؟ چه فکری پیش خودشون کردند؟شبیه این چرندیات رو در کتابچه ی دیگری هم دیدم که برای پیش آشنایی با چرندیات تبلیغاتی و آبکی و مضحک این “کتاب”(اندیشه اسلامی) ابتدا اون رواینجا میگذارمش.

پس اول بریم سراغ این (کتابچه خوراکیها از دید “ائمه”)

 در مقدمه این “کتابچه” که در مورد “خوراکیها” است، شعارهایی که مختص این کتابها هست نوشته شده :

“اكـنـون كـه بـه بـركـت انـقلاب شكوهمند اسلامى ، دست دشمنان را از كشور خود كوتاه نموده ايم مى بايست … از رشد جسمى و روانى برخوردار باشيم و هنگامى اين رشد ميسر مـى گـردد كـه اصـول بـهـداشـتـى را رعـايـت كـرده و بـا آگـاهـى از مسائل غذاشناسى مواد لازم جهت سلامت جسم و نتيجا سلامت روح را تاءمين و از مواد زيان بخش پرهيز نمائيم … “(و در ادامه گوشه ای از نکات دانشمندان علم تغذیه،یعنی “ائمه” رو برای نیل به این هدف که این فرد اشاره کرده خواهیم خواند،بطوریکه موجبات” آگـاهـى از مسائل غذاشناسى مواد لازم جهت سلامت جسم “شما رو کاملن فراهم میسازد!!)

و اما این “کتاب” چه کار کرده؟ این کتاب اومده و احادیثی رو از کتابهای مختلف حدیث بویژه حلیه المتقین مجلسی، که در اونها “ائمه” یا پیامبر اسلام، نامی از برای نمونه “نان” یا ” خربزه” و مواد غذایی دیگر رو آوردند رو جمع کرده تا از روی این دلیل بسیار محکم که این افراد واژه “نان” رو بر زبان رانده اند و از نان نام برده اند یا از فلان میوه نام برده اند، به گفته خودش به اینجا برسه که : “هنگامى كـه سـخـنـان آنـان را بـا تـحـقـيـقـات روز مـقـايـسـه كـنـيـم ، خـواهـيـم ديـد كـه تـطـابـق كـامـل بـيـن آنـهـا مـوجـود اسـت و تـضـادى مـيـان آنـهـا نـيـسـت . روى هـمـيـن اصـل اسـت كـه عـقـيـده داريـم پيشوايان مذهبى ما عالم به همه علوم و آگاه از تمام فنون و رموز بوده اند.” : ))

و به عبارتی از بکار بردن “نام” یک میوه یا خوراکی توسط این افراد به دانش بیکران اونها در زمینه اون میوه و اون خوراکی،و به میوه شناس و خوراکی شناس برجسته بودنشون،خواننده پی ببرد و به گفته خودش :  ”ايـمـان آنـان بـه پـيـشوايان دينى زيادتر شود و بدانند كه آن بزرگواران ، مردمى عادى نبوده اند و اطلاعات ايشان مختصر و منحصر به رشته هاى مخصوصى نبوده است.”(به عبارتی،آیا عبرت نمیگیرید که فلان “امام”،برای نمونه گفته سیب، یا ازانار نام برده است؟)

برای نمونه از بردن نام “نان”، که فلان “امام” گفته است،نان را زیر بشقاب نگذارید،خواننده به نان شناس بودن و دانش اون “امام” در زمینه ی “نان” یقین حاصل کند. : ))

برای تاکید بیشتر بر ارزش غذایی میوه ها و خوراکیهایی که “ائمه” از اونها “نام” بردند و اثبات اکتشافات “ائمه” در این زمینه و انطباق اون با دانش روز، پایان هر میوه شکافی علمی،یا خوراک شکافی علمی ائمه،تحقیقات روز رو هم در مورد اون میوه یا غذا گذاشته.

و در قسمتی دیگه تاکید میکنه که :يـاد آورى مـى شـود كـه مـطـالب گـرد آمـده در پـيـشـگـفـتـار و اصل اين كتاب ، تنها گوشه بسيار كوچكى از دستورهاى حيات بخش اسلام و خاصيت آنها ايـجـاد زنـدگـى سـعادتمندانه براى انسان است.”

به عبارتی اینها دستچین شده “احکام حیات بخش اسلام” در زمینه میوه و خوراکی ها هست. و از مواردی که زیاد قابل توجه نیست،مانند اینکه “فلان امام فرمود: بول شتر بخورید چون از شیرش مفید تر هست و یا 21 مویز بخورید همه دردهاتون درمان میشه یا ناخونهاتون رو اگر جمعه بگیرید پیسی و خوره و فلان و چنان درمان میشه و….،اینها رو برای خلاصه سازی مطلب، اشاره ای در این کتاب نشده!”

اما نمونه هایی از این “کتاب” :

انار بخوريد، زيرا انار براى آدم گرسنه غذايى كافى و براى آدم سير ميوه اى است گوارا.

امام صادق (ع )

يـكـصـد و بـيـست نوع (اشاره به گوناگونى و زياد بودن انواع ) ميوه هست كه سرور و بهترين آن ها انار است .(این چیزی که توی پرانتز گذاشته رو یه وقتی فکر نکنید که برای این نوشته که خواننده پیش خودش فکر نکنه که تعداد میوه ها 120 تا هست؟ و از اینجا یه مقداری اون حرف “امام” مورد نظر زیر سوال بره،بلکه برای این نوشته که به این مطلب اشاره کنه که در مواردی که لازم باشد فلان عدد رو میشود این شکلی بهش نگاه کرد!!و به جای 120 نوع، اینطور گفت که منظور،” تعداد زیاد” هست)

امام صادق (ع )

ميوه اى در روى زمين محبوبتر از انار نزد پيغمبر (ص ) نبود.(اولین شکافت علمی انار!)

 امام باقر و امام صادق (ع )

هـر كـس در حـال گـرسـنـگـى (و نـاشـتـا) انـار بـخـورد تـا چهل روز قلب او روشن مى ماند(اینم دومیش)

انـجـيـر سـده هـا را نرم مى كند و براى باد قولنج مفيد است . در روز از آن زياد بخوريد ولى در شب كم بخوريد.(این رو به نهج البلاغه بایداضافه نند،چون میگند نهج البلاغه سخنان گردآوری شده علی بن ابیطالب هست ولی این رو گویا از قلم انداختند)

على (ع )

بر كبد (حزقيل )پيامبر زخمى ظاهر شد كه او را آزار مى داد خداوند به او وحى كرد كه شير انجير را بگير و بر سينه خود بمال اين كار را كرد و بهبودى يافت .(راه درمان زخم کبد!)

امام محمد باقر (ع )

انجيرى بوى دهان را از بين مى برد، استخوان را محكم مى سازد، مو را مى روياند و درد را بر طرف مى كند. و با بودن انجير ديگر احتياج به دارو نيست .(با بودن انجیر احتیاجی به دارو نیست!!)

حضرت رضا (ع )

و اما تطابق کامل این گفته های ناشی از انجیر شکافی علمی “ائمه” با تحقیقات علمی امروز درباره انجیر.میبینیم که تنها تطابقشون همون خود واژه”انجیر” هست که در هر دو ازش نام برده شده :

انجير براى بدن مقوى است و محرك قواى جنسى نيز مى باشد. در رفع بواسير و صرع و جنون وسواس اثرات بسيار نيكويى دارد. انجير براى كبدهاى ضعيف زيان آور است .

(مخصوصن این ها که ناشی از شکافت فوق دقیق انجیر از جانب ایشان هست):در 100 گرم انجير خشك مواد زير يافته مى شود.پروتيد 3/4 گرم گلوسيد 70 گرم ليپيد 8/1 گرم سلولز 7 گرم مواد معدنى 5/5 گرم و نيز ويتامين هاى B. C اين مقدار انجير خشك ، توليد 276 كالرى حرارت مى كند.

چهار ميوه از ميوه هاى بهشتى هستند: انگور، رطب (خرماى تازه ) انار و سيب .(بابا بیخیال میوه،میوه هست. توی اینهم ادا و اصول در آوردن دیگه برای چی هست؟در هر موردی یک تزی باید صادر کنید؟ برای نمونه میگه انگور بهشتی نیست. این چرندیات چی هست آخه ؟مگه چه گناهی کرده این انگور بیچاره. اصلن اگر منظورت این باشه که ازش شراب ساخته میشه، خب ساخته بشه،خودش که شراب نیست. بعد از اون،مگه شراب چشه؟ حتی چندین سال بعد از بعثت،مسلمونها شراب میخورند و نه اَخ بود و نه تِخ بود … و ممنوع نبود. ولی بعدش، به خاطر اینکه چند نفر  در حالت مستی با هم دعواشون شد،اومدند و یه هو تبدیلش کردند به مایعی که گویا ابلیس اومده و توش شنای کرال پشت رفته و یک ماده شیطانی عجیب و غریب هست.و انواع و اقسام “احادیث موثق” در ذمش ساخته شد(ببخشید،نقل شد) تازه در همون بهشت هم در قرآن گفته شده که مسکراتی با طعم فلان و چنان براتون جاری هست……)

امام محمد باقر (ع )

پس از طوفان نوح كه آب زمين را شست و حضرت نوح در قبرستان ها استخوان مردگان را ديـد، بـى تـابـى شـديـدى را آغـاز نـمـود و بـسـيـار انـدوهـنـاك گـشـت . خـداونـد متعال به او وحى كرد كه : ( انگور سياه بخور تا غم تو از بين برود)

امام صادق (ع )

يـكـى از اصـحـاب مـى گـويـد: ديـدم : امـيـرالمـؤ مـنـيـن (ع ) نـان بـا انـگـور ميل مى فرمود.(این حدیث، انگور شکافی علمیش خیلی بالا بود)

هشام مى گويد: امام سجاد (ع ) از انگور خوششان مى آمد.(این یکی،بیشتر)

امام صادق (ع )

نان را هرگز زير كاسه و بشقاب نگذاريد.

و…

حالا روش مجلسی و امثال اون در جعل حدیث چی بوده؟ این مجلسی اومده و تمام اون چیزهایی که توی مغزش،از دانش عطاری و طبابت اون زمان بوده و تمام چیزهای دیگه ای رو که فکر میکرده یا تمایل داشته که شخص مورد نظرش انجام بده رو اومده و تبدیل به یک “حدیث” کرده و نوشته و پیش خودش فکر کرده که با این کارش به اون “ائمه” مورد نظرش،چه خدمتها که نکرده. ولی به این فکرنکرده که روزگار برای همیشه در دوران صفویه باقی نمیمونه و زمانی میرسه که مردم در هنگام خوندن نوشته هاش، یاد کتاب شنگول و منگول میافتند.

—————————–

و اما این “کتاب اندیشه اسلامی ” نیز دقیقن به همین راه رفته و به همین روش عمل کرده.

در این “کتاب” یک بخشی نوشته شده به نام “صنعت در قرآن” و در اون “نویسنده “  کوشیده تا به همین روشی که در بالا گفته شد، با ذکر آیه ای از قرآن که در اون نامی ازپرنده ای یا چرنده ای یا شیء ای آمده، به این نتیجه دندانشکن! برسه که قرآن در زمینه های صنعتی حرف زده. دقیقن مانند اینکه از اینکه قرآن در آیه ای از “آهن” نام میبرد، بیای و برسی به اینکه میبینید؟این شاتلهای فضایی ای که میسازند، از چه ساخته شده؟از “آهن”. حالا برو توی قرآن نگاه بکن میبینی که در فلان آیه از “آهن” نام برده شده است. آیا پند نمیگیرید؟ البته این رو گویا یادش رفته بنویسه ولی اگر در چاپهای بعدی بهشون پیشنهاد بشه شاید اینکار رو بکنند. حالا بریم سراغ چند نمونه از این صنایع مختلفی که “نویسندگان” این کتاب(اندیشه اسلامی)، مدعی اشاره به اونها در قرآن هستند،و نتایج شگفت آوری که از اونها استخراج کردند.

اینجا قصد اظهار نظر در مورد قرآن رو نداشتم و ندارم ولی از اینکه به هر قیمتی شده و به هر روشی و متوسل شدن به هر یاوه سرایی ای که باشه ، و با هر بیربط سرایی ای که باشه، طرف بخواد یک چیزی رو به کسی یا چیزی،با هدف خاصی نسبت بده و اون رو واجد یا فاقد چیزی بدونه ،که مغز آدم از خوندن و شنیدنش به بوکسوات بیافته ، این رو نمیتونم تحمل کنم. به جفنگیاتی که در نتیجه گیری آورده  هم توجه کنید ببینید چی به همم بافته و از چی به چی رسیده.

 

***تکنولوژی اطلاعات:

1-از طریق موجودات پرنده هوایی:

*سلیمان پرندگان را بررسی کرد و دید هدهد نیست….پس از اندکی گفت: من به چیزی که تو در آن جهان آگاه نشده ای ،خبر یافته ام. و از ملکه صبا به طور یقین تو را خبری آورده ام.

2-محافظت اطلاعات از وحی:

این شیوه بر علیه شیاطین به کار میرود و این محافظهای وحی در آسمان دنیا وجود دارند و شیوه عملیات آنها از مکانیزم نوری پیروی میکند!!(توضیح از خودم اینکه در قرآن آمده است که شهابهایی که در آسمان دیده میشوند برای دفع شیاطین استراق سمع کننده ی وحی هستند)

*ما نزدیکترین آسمان را به زیور نجوم بیاراستیم. و از تسلط شیطان سرکش در امان داشتیم…. تا از وحی چیزی نشنوند…جز انکه به سرعت بربایند. پس او را شهاب تعقیب کند.

نتایج بدست آمده از این آیات رو این “کتاب” اینچنین مینویسه:

1-فقط آسمان دنیا دارای تکنولوژی نوری! است و آسمانهای دیگر یا ندارند یا معلوم نیست که داشته باشند!

2-یکی از کاربردهای تکنولوژی نور،حفظ اطلاعات وحی از طریق پیشگیری از ورود شیطان به آسمانهای دیگر است!!

3-یکی دیگر از کاربردهای تکنولوژی نور،راندن شیاطین حتی بصورت قهر آمیز و تحت تعقیب قرار دادن آنها بوسیله شهاب است!

4-از مهمترین منبعهای تکنولوژی نور وانرژی نور کواکب و مصابیح آسمانی دنیا و روشناییهای آسمان دنیا میباشد.(از کجای این آیه به این نتیجه رسیده معلوم نیست!)

***صنایع هوایی:

1-حاضر کردن تخت بلقیس. که در ادامه، آیه مربوطه در باره آوردن تخت بلقیس توسط یک جن رو در یک چشم بر هم زدن آورده .

2-مدل گیری از پرندگان: (منظورش از مدل گیری از پرندگان همون نام برده شدن از پرندگان در قرآن هست)

*آیا در مرغان هوا نمینگرند که در آسمان به فرمان اویند؟

*و ارسال داشتیم بر آنها مرغان ابابیل را که درمنقارهایشان سنگی داشتند…

و در ادامه میگه:

در یک جمع بندی مختصر از آیات فوق میتوان گفت قرآن کریم در تکنولوژی هوایی به نکات زیر اشاره کرده است:

امکان استفاده از صنعت بمباران هوایی توسط پرندگان!

تکنولوژی حرکت در جو از طریق مدل گیری از پرندگان و بیان کیفیت تولید تکنیک آن(همان پرندگانی که هیچ جا و هیچ کسی اونها رو ندیده و تنها با نام بردن از اونها درقرآن، به وجود اونها و تقلید از اونها در ساخت هواپیما پی برده، و همچنین صد البته “کیفیت تولید تکنیک آن”)

استفاده از تکنیک جابجایی بسیار سریع اشیا بزرگ حتی در کمتر از یک دقیقه.(حالا چرا یک دقیقه؟اینجا که در کمتر از چشم بر هم زدنی این کار انجام شده، البته توسط جن.و البته مدارهای الکترونیکی و تکنولوژیش روو روشش رو فقط اشاره ای بهش نکرده)

استفاده از پست هوایی جهت انتقال اطلاعات توسط پرندگان.(البته نمیدونم از کجای این آیه این رو استخراج کرده)

***صنعت گردشگری و جهانگردی:

گفته:

در قرآن سیر و سیاحت با اهداف عبرت آموزی طرح شده است و با آنچه به عنوان صنعت جهانگردی در غرب مطرح شده است تفاوتهایی نیز دارد:

پس بگو ای پیامبر که در روی زمین بگردید تا عاقبتِ سخت آنها که تکذیب کردند را مشاهده کنید

(خیلی  راحت میشه مکتشف و مخترع و دانشمند شد؟! میگید نه؟اثبات: من حالا میام و میگم بیاید از آب رد شویم. من مخترع و مکتشف شدم . چون آینده احتمالن کفشهای مخصوص راه رفتن روی آب اختراع میشه و من هم جمله ای رو پیشتر گفته بودم که درش 1-واژه آب. 2-اشاره به گذشتن از آب شده. حالا دیدید؟)

***تکنولوژی بادی!:

*و باد تند را مسخر سلیمان گردانیدیم …

*ما باد را مسخر سلیمان گردانیدم تا به ارش هر جا که بخواهد به آرامی روان شود…

1-جابجایی ابرهای باران زا : (این تیترها رو هم از همون آیه ها استخراج کرده.ابرهای غیر باران زا رو هم البته جابجا میکنه!و هیچکسی هم پیش از اون به این نتیجه پی نبرده بوده حتمن. به هر حال این یکی از تکنولوژیهای! بادی)

*او خداییست که بادها را به بشارت رحمت خویش در پیش فرستد.

2-هلاک کردن مردم: (یکی دیگه از تکنولوژیهای بادی!)

*و اما عاد به باد تند سرکش به هلاکت رسید…

3-باردار کردن طبیعت(همون ریزش باران بر زمین و روییدن گیاهان)

اینهم از تکنولوژیهای بادی!

***صنایع عمرانی:

اینجا آیه ای نیاورده ولی احتمالن از همون قضیه زندگی قوم عاد و ثمود در کوه و اینها این صنایع عمرانی شگفت آور رو استخراج کرده:

از آیاتی که در باب ساخت و ساز قصرها و بیوت است نکات زیر بدست میاید:صنعت ساخت و ساز تاریخچه ای بس دراز دارد و به دوران انبیاء بر میگردد(البته در مورد این “تارخچه بس دراز” توضیحی نمیده که مثلن چند هزار سال پیش و کدوم انبیاء و سند و مدرک…)

ولی به نیروی بکار گرفته شده در ساخت اون اشاره میکنه که از انسان و شیطان و دیوان بوده اند! و این صنعت حاصل تجربه انسان و غیر انسان است.در تولید نقش و نگارهای ساختمان انسان و جن هر دو نقش داشته اند.

***و اما بشنوید از صنعت را شوسه سازی در دریا:

پس ما به موسی امر کردیم که عصای خود را به دریای نیل بزن و آب دریا مانند کوهی بزرگ بر روی هم قرار گرفت و به آنجا دیگران را نزدیک ساختیم و موسی و دیگران را به ساحل رساندیم و بعد دیگران را غرق کردیم.

 

فجیعیان نوامبر 23, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 8:28 ق.ظ

 

با روی کار اومدن این رژیم ،نهادهای سرکوبگری رو هم برای محافظت از خودش بوجود آورد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اسمش روش هست ،پاسداران “انقلاب اسلامی”. و شعبه ای از این تشکیلات(بسیج) که به شکل خاص تری وظیفه سرکوب گری و ایجاد مزاحمت برای مردم رو برعهده داره. ولی چون در حالت عادی کسی وارد این تشکیلات(بسیج) نمیشد و نمیشه،اومدند و همونطور که توی نظم هم بهش اشاره کردم ، متوسل به تطمیعهای مختلفی شدند. کسر خدمت،سهمیه های مختلف و مشوقهای مختلفی که برای ترغیب فرد ،برای پیوستن به این دژخیمان در نظر گرفته شده. میگند که چند میلیون نفر عضو این دژخیمان هستند ولی آیا این توده ای که با اتواع ترفند ها جمع کردند، چند درصدش واقعن مخلص و نوکر و سرسپردهء واقعی رژیم هست؟ درصد بسیار کمی از این افراد هستند که “بسیجی مخلص” (یعنی دژخیم واقعی) هستند.بقیشون نه تنها از موافقان رژیم نیستند،بلکه مخالفش هم هستند. و فقط برای خوردن دانه های کثیفی که در این دام براشون گذاشتند،وارد این تشکیلات شدند. ولی گرچه به ظاهر خودشون رو در این کثافات انداخته اند،ولی این گرفتار شدگان،بیشترشون ذاتن گرگ نیستند و رژیم نمیتواند روی این سیاهی لشکر،جز اندکی از اونها(که ذاتن گرگ هستند،یعنی بسیجی مخلص و نوکر تمام عیار رژیم هستند) در شرایطی که پایه های متزلزلش روبه ویرانی نهاد به هیچ وجه،حساب کنه. پس این آمار چند میلیونیی هم جز سیاهی لشکرو سرابی بیش نیست. بیشتر عضو شده های این تشکیلات رو هم دهاتی ها و یا افراد با سطح فرهنگ پایین تشکیل میدند.

هست موجود یک قشون قلیل*که بوَد پست و جیره خوارو ذلیل

جیره اش،جیرهء رژیم بوَد*کلن او بردهء رژیم بوَد

پست فطرت،دنی صفت ذاتش*نوکریست منفعل در اعمالش

چونکه افسار اوست با دگری*او بباشد ز اختیار،بری

مافیاییست،نباشد آن مخفی*نیست بر پشت پرده،هست علنی

مافیایست سیاه کار و لئیم*هست آلت بدست این رژیم

هر کجا هست جنبش و طغیان*ضد دژخیم و ضد دژخیمان

تا نماید تو را زخود مرعوب*میکند جنبش تورا سرکوب

هست او به ضد آزادی*هست او مخالف شادی

هر کجا هست شادی اندر آن*زان بباشد همیشه او لرزان

تا که شاید که شادمانی تو*هم زند دستگاه قدرت او

هر چه آزادی هست حق شما*او مخالف بباشد با آنها

هر چه محدودیت بوَد افزون*آن نشانی بوَد ز ضعف فزون

ضعف و ذلت،زبونی و پستی*هست از صفات این رژیم دنی

او بکوشد تو را توسط زور*یا به تطمیع،حیله و تزویر

بربیارد تو را در این بازار*تا نماید به روی فکر توکار

فکرت تو جهت دهد دژخیم)تا که آرد تو را به بند رژیم

هست یک توده اندر این دستگاه*لیک باید شود بدان نگاه

عده کوچکی از این دژخیم*هست نوکرصفت، به بند رژیم

هست او ز حامیان رژیم*هست او ز خادمان رژیم

لیک فوجی عظیم زین افراد*هستند ایشان مخالف بیداد

بر به آن صورتی که ما گفتیم*”نامشان”هست،فقط به نام “لئیم”

بلکه ایشان بُوند همه دشمن*بر رژیم ستمگر میهن

لیک بر ما بوَد هم لازم*نرویم کورکورانه راه با ظالم

بشناسیم ذات هر کسی چون او*نشویم یک”لئیم” چونان او

چه کسی هست،کاینچنین باشد؟*لایق وصف ما هم او باشد

او بباشد “بسیج”،آری اوست*این خصایص در او و حامی اوست

————-

این نظم روسال 81 گفتم

 

دزد و دزد پروران نوامبر 20, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 6:28 ب.ظ

 

 

دزدی به نام محصولی، زیر سایه دزد پرورانی به نام احمدی نژاد و خامنه ای(لعنت خدا بر او و حامیانش باد) و حکومت دزد پرورش که زمانی میخواستند وزیر نفتش کنند، نشد، حالا از وزارت نفت،اومدند و کردندش وزیر کشور.راستی چطور هست که فردی،زمانی رای عدم اعتماد بهش داده میشه،ولی چند مدت بعد رای اعتماد بهش میدند؟ البته این شاید نشونه همه فن حریف بودن مقامات جمهوری اسلامی داره. هم دزد ها قدری هستند و هم آدمکشهای حرفه ای هستند و هم توانایی گرداندن وزارتی به نام وزارت نفت رو در زمانی دارند و هم توانایی گرداندن وزارت کشور رو در زمانی دیگر. ولی دلیل وجود اینهمه دزد بین مقامات مملکت ناشی از چیست؟و اینهمه دزدیهای کلان و اختلاس،ناشی از چیست؟ این رو پیشتر هم گفتم:

تمام مشکلات ناشی از عدم وجود “آزادی” است . عدم اجرای اصلاحات واقعی،وجود ظلم و عدم عدالت، وجود فساد اقتصادی ،رنج بردن کشور از عدم کاردانی سیاستمداران، و مشکلات بسیار دیگری که به فکر برسه ناشی از عدم وجود”آزادی” است. با وجود آزادیست که کسی جرات بیعدالتی رو نداره، کسی جرات فساد اقتصادی رو نداره، مملکت از وجود احمقهای سیاستمدار و سیاستمداران احمق، رنج نمیبره. چرا؟ دلیلش توضیح واضحات هست. چون وقتیکه ۴ تا رسانه دیداری شنیداری نوشتاری آزاد در مملکت وجود داشته باشه که رس و ریشه مملکت و پیدا و پنهان مملکت رو زیر ذره بین داشته باشند و مهمتر از اون به معنی واقعی کلمه،”آزادی” ابراز نظر، نقادی، به چالش کشیدن، ایراد گرفتن، سرزنش کردن، رسوا ساختن پرسیدن و جواب خواستن از اونها رو داشته باشه، طرف به گور پدرش خواهد خندید که بیاد چپاولگری کنه چون میدونه که فرداش رسوای خاص و عام میشه.فرداش یقش رو میگیرند. چون میدونه چشمان تیزبینی ناظر بر رفتارش هستند و مهمتر از اون توانا و آزاد بر بازگویی رفتارو کارهاش، و راه در رو و گریزی نداره و سایه امنی براش موجود نیست. خب صد البته که این رسانه های آزاد باید نهادهایی عادل و آزاد و بی اعتنا به “مصلحت نظام” هم در کنارشون برای بررسی و رسیدگی به ادعاهاشون بدون هیچگونه ترس و جانبداری و ملاحظه کاری نیز وجود داشته باشه. وگرنه کارشون به نتیجه کامل نمیرسه. البته تا اندازه زیادی که همون آگاه سازی مردم هست به نتیجه شون رسیدند و تا اینجا عده زیادی از ترس بی آبرویی و رسوا ی خاص و عام نشدن پاشون رو جرات نمیکنند پس و پیش بگذارند ولی یه تعدادی هم هستند که این چیزها براشون مهم نیست و نیروی بازدارنده برای اونها ترس از تنبیه و مجازات هست که نیاز به نهادهای مستقل و آزاد و مبتنی بر قوانین “عادلانه”(نه اینکه خود قوانین هم مظهر بیعدالتی باشند،چون قوانین فعلی مملکت،به دلیل اسلامیزه شدن،ناعادلانه هستند) اینجا برای بازدارندگی اونها، لازم هست. که این هم مستلزم آزادی هست. آمار بیعدالتی و ظلم در کشورهای واقعا آزاد به صفر ممکنه نرسه ولی خیلی کم میشه.منظورم از بیعدالتی همه نوعش هست. و منظورم از ظلم هم همینطور. در تمام زمینه ها و عرصه ها.

آزادی انتخاب اگه وجود داشته باشه افرادی واقعا کاردان هم میتونند روی کار بیاند و وقتی که روی کار اومدند زیر مجموعه های خودشون رو هم از کاردانها انتخاب میکنند و مملکت، میشه مملکت شایسته سالار نه سر سپرده سالار.مهمتر و خیلی مهمتر از روی کار اومدن و روی کار بودن این افراد، “توانایی” تمام و کمال و بدون ترس و بدون قدرت بازدارنده و بدون ملاحظه کاری و محافظه کاری داشتن ِ انجام کار و عرضه کاردانیشون هست. چیزی که با شورای نگهبان و ولایت فقیه در تضاد هست.

خب آزادی و رژیم ولایت فقیه مانند آب و آتش هستند ، آتش تحمل وجود آب رو همراه با خودش نداره، چون باعث نابودیش هست، و رژیم ولایت فقیه هم به همین دلیل از وجود”آزادی” در هراس هست. یک نمونه از هزارانش این هست که اگر آزادی واقعی در مملکت وجود داشته باشه هزاران منتقدی که میخواند حرف بزنند و نمیتونند حرف بزنند بلند  میشیند و روزنامه هایی رو راه میندازند یا با همکاری هزاران نفر دیگه شبکه ای خصوصی تشکیل میدند و رس و ریشه ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و زیر سوال میبرند. اون موقع چیزی از ولایت فقیه و ابهت پوشالیش باقی میونه؟ در نظر مردم که خوار و خفیف هست، در نظر اون اندک حامیانش هم خوار و خفیف میشه و در کل چیز ازش نمیمونه. اون موقع چیزی از جمهوری اسلامی در نظر همون اندک افراد پشتیبانش هم باقی میمونه؟نه.

رژیم ولایت فقیه کجا میاد تیشه به ریشه خودش میزنه؟ اگر بخواد همچین “آزادی” واقعی ای رو بده که براش راحت تر هست که خودش بساطش رو جمع کنه و شر رو کوتاه کنه که. پس اصلاحات، عدالت، نبود ظلم، پیشرفت، تمامش پیش نیازش آزادی هست. و جمهوری اسلامی و آزادی دو چیز مخالف و ضد یکدیگر.

مشکل نبود آزادی از وجود “اصل” کثیفی در قانون به اصطلاح اساسی جمهوری جنایت و حماقت،یعنی “ولایت فقیه” و “اختیارات” این هیولا هست. این به اصطلاح “اصل”، مانند قفل و “اختیاراتش”، مانند زنجیری هست که بر پیکر اجتماع پیچیده شده و اجازه نفس کشیدن رو به جامعه نمیده. حکومت و مقامات و دم و دستگاههاش رو نمیشه ازشون پرسشگری کرد و ازشون پرسید،چرا. نه اجازه پرسیدن رو میده و نه جوابگوی پرسش هست. البته به یک شکل به پرسش جواب میده و اون جواب هم، سرکوب و زندان و شکنجه هست.

 

 

قاتلین انسانها،به قتل درختها نیز روی آورده اند نوامبر 14, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 8:51 ق.ظ

 

آخوندهای جمهوری اسلامی ، این خرافه های متحرک ، این مظاهر عینی خرافه و این منابع خرافه، مدتیست برای قطع درختان ارزشمند و تاریخی کشور، که مانند یک بنای باستانی ارزشمند هزاران سال بر پیکره ایران زمین ، بوده اند و مانده اند،کمین کرده اند.دلیل این کار رو هم “مبارزه با خرافه پرستی” نامیده اند.

خرافه چیست؟ خرافه یاوه هایست که توسط آیت الملاهای شیعه از چندین قرن پیش ،تا حالا، در این مملکت تکرار شده و تبلیغ شده. خرافه چیست؟ خرافه کتابهای پیشوای خمینی و خامنه ای و فقها و “مراجع” شیعه یعنی مجلسی شیاد و دروغپرداز و یاوه سرا و کتابهای شبیه به اون هست.خرافه چیست؟ خرافه ،صدا و سیمای جمهوری اسلامی هست،که شبانه روز در حال خرافه پراکنی هست. اینها وقتی برای جان انسانها ارزشی قائل نیستند،چطور میشه ازشون انتظار ارزش قائل شدن برای حیوانات و درختان رو داشت؟ اون خرسی رو که چند سال پیش کشتند،چقدر اون صحنه وحشیانه و غیر انسانی و ناراحت کننده بود. در صورتیکه خیلی راحت میتونستند با یک تیر بیهوشی یا یک تکه گوشت آغشته به ماده بیهوش کننده، اون رو به باغ وحش یا محیط طبیعیش برگردونند. ولی این جانیان، اولین راهی که به ذهن جویای خون و کشتارشون میرسه، کشتن ،شکستن ،زدن،داغون کردن،خراب کردن،قطع کردن، هست. شعلهء نابود کردن و ویران کردن و کشتن ، در وجودشون مدام زبانه میکشه.گر در کشور دیگه ای این جنایتها رو کسی مرتکب میشد، پدرش رو جلوی چشمش میاوردند. ولی در این مملکت آخوند کور مغز، میاد و با کمال وقاحت باد در غبغب میندازه و از کردار خودش مفتخرانه در صدا و سیمای همیشه آماده به خدمت آخوند و حکومتش، سخن میرانه.صدا و سیمایی که وجدانش به کل تعطیل هست. سر تا پا، و تمام وجود و هیکل نجسش، در خدمت و خدمتگزاری به اربابانش،یعنی رژیم جمهوری اسلامی، سر از پا نمیشناسه. و در این راه مشخصه که هیچ چیز براش مهم نیست و همه چیز رو برای دفاع از عملکردهای نهادها و سازمانها و افراد وابسته و صاحب منصب در جمهوری اسلامی، زیر پا میگذاره.ارزش ِ کل، در نزدش، مساویست با جمهوری اسلامی.بنابراین در راه خدمتگزاری و نوکری ِ این “ارزش ِ کل”، انسانیت،وجدان، در نزدش چیزهایی بی ارزشند،و تمام اونها رو به راحتی،همانطور که در این سی سال زیر پا گذاشته، زیر پا میگذاره.

باید به این آخوند که اقدام به این کار کرده،گفت که تودر کانون اصلی خرافات ایران،یعنی مسجد جمکران،میتونی کنار چاههای جمکران بنشینی وبرای اون افرادی که  به این کانون خرافه ،برای نامه انداختن در چاه جمکران میاند، دعا و نامه براشون بنویسی و یک پول حسابی هم از این راه به جیب بزنی. اگر کمی زرنگتر هم میبودی،میتونستی برای هیات دولت این کار رو انجام بدی و اونوقت شاید پول بیشتری میچاپیدی. این امام زمان افسانه ای، که در حال حاضر باید در چاهی در سامرا قایم شده باشه و پاش رو روی پاش انداخته باشه،چطور هست سر از چاهی در مسجد جمکران قم درآورده؟

 با منشا خرافه باید مبارزه شود که اونهم شیعه چی ها و کتابهای شیعی و آخوندهای مبلغ اینها هستند. خیلی راحت میشه ذهن افراد خرافات زده رو از خرافاتی که ذهنشون رو فرا گرفته،پاک کرد،با یک دو ساعت برنامه تلوزیونی و کتابهای درسی، در رسوا سازی منابع خرافات و دروغپردازان شیعه میشه ظرف چند سال به این هدف دست یافت.

ای مظهر خرافات،ای مظهر حماقت* تا کی کنی جنایت، ای آخوند حکومت؟

 

 

 

سه مجرمین نوامبر 7, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 7:25 ب.ظ

 

کردان به دلیل فشار افکار عمومی،که مدیون پخش سریع و فراگیر اخبار بواسطه عصر ارتباطات و کوچک شدن فاصله ها بواسطه رسانه های آگاه ساز دیداری ،شنیداری،نوشتاری،دنیای اینترنت و جهان مجازی(که در حال حاضر خیلی تاثیر گذار شده)، که در چنین موارد خیلی به ضرر حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی هست،برکنار شد، و نه به این دلیل که این رژیم از عملکرد این فرد ناراحت باشه و این دلیل برکناریش باشه. چون خود مقامات ارشد رژیم تا آخرین لحظه از این فرد حمایت و دفاع کردند.ولی در هر حال آیا تنها این کردان هست که مجرم هست و باید محاکمه بشه و از مردم عذرخواهی کنه؟البته باید محاکمه بشه و عذر خواهی کنه،ولی مشخص هست که محاکمه ای انجام نمیگیره،ولی با محاکمه یا بی محاکمه ،آیا شرکای جرم نیز ،مجرم نیستند؟

مجرم تنها کردان نیست،این خود خامنه ای بوده که باعث رو کار آمدن این فرد شده و از این فرد حمایت کرده و حالا که افکار عمومی به این مساله واکنش زیادی نشون دادند و گندش خیلی در اومده،دیگه مشخصه که حمایت کردن دوباره از این فرد خیلی به ضررش هست،و رسوایی بیش از پیش و تخریب بیش از پیش چهره اش رو به همراه داشت. برای همین اینبار،یعنی زمان استیضاح،دیگه از حمایتش از اون جاعل خبری نبود. پس مجرم،تنها این فرد جاعل نیست،بلکه در راس اون، خامنه ای هست که در درجه اول،باعث روی کار اومدن این وزیر شد(اگر احمدی نژاد به دروغ این حمایت رو از این فرد انجام میداد ،خامنه ای میتونست،تکذیبش کنه و واکنش نشون بده. ولی میبینیم که سکوت کرد. دلیلش این هست که واقعن حامی اون بود)و علاوه براین حمایت آغازین، در طول مدتی که این فرد بر پست وزارت بود هم هیچ اعتراضی از جانب این فرد، با وجود اعترافش به جاعل بودنش،نشد. پس در هر حال این فرد(یعنی خامنه ای)، همدست مجرم، و درنتیجه،خودش هم مجرم هست.و جرم احمدی نژاد، به بر سر کار آوردن این فرد،ختم نمیشه، بلکه حمایتش از این فرد تا لحظه آخر،به جای برکنار کردنش،و حتی اعلام احتمال دفاعش از این فرد در روز استیضاح، با وجود اقرار صریح اون به فریبکاریش،جرم این فرد(احمدی نژاد) هست.

پس هر دو،چه خامنه ای و چه احمدی نژاد،هم به دلیل دفاع و هم به دلیل سکوت در برابر فریبکاری این فرد، شریک جرم، و به عبارتی جاعل دوست و شیاد دوست، هستند و مستحق محاکمه و مجازات.

و ضمن محاکمه(البته مشخصه که محاکمه ای برای این افراد در کار نیست و صورت نمیگیره،ولی این عدم محاکمه اینها، رفع جرم ازشون نمیکنه)،یک عذرخواهی بزرگ نیز،هم این دو نفر و هم اون فرد فریبکار، به مردم ایران،بدهکارند.

 

 

 

خر و گرگ و انتر نوامبر 4, 2008

دسته: Uncategorized — حمید @ 6:20 ب.ظ

رفت صیادی درون جنگلی*تا بگیرد خر و گرگ و انتری

هر چه گردید او،نیابید آن سه را*گشت غمگین و نشست آن بینوا

دید میمون آن زمان، آن مرد را*گفت از بهر چه میگردی؟چرا؟

انترک گفتا : شناسم یک کسی*کو بدارد خصلت ما، جملگی

در توحش او بباشد همچو گرگ*لیک، او بدتر بوَد از گرگ و سگ

در حماقت ،ابلهی،دیوانگی*هست او همچون خر بیچاره ای

*

گفت صیاد :هان که من دریافتم*این نشانیها در او من یافتم

هست اسم نحس او احمد نژاد*لعنت ما بر وجودش هست و باد

—————–

*  اون بیتی که مربوط به قیافش بود رو بیخیالش شدم. یعنی به عبارتی نگذاشتمش